اثربخشی مداخله آموزش بدون خشونت بر تحریک پذیری هیجانی، مهارت های بین فردی و تاب آوری در کودکان کار
نویسندگان
1
2 دانشگاه علوم پزشکی ایران
doi
10.61186/jps.24.152.18چکیده
زمینه: کودکان کار به دلیل شرایط دشوار زندگی و اشتغال در سنین پایین، با مشکلاتی مانند تحریک پذیری هیجانی بالا، ضعف در مهارت های بین فردی و تاب آوری پایین مواجه هستند که آن ها را در برابر چالش های زندگی آسیب پذیرتر می کند. در حالی که پژوهش های پیشین عمدتاً بر آسیب های روان شناختی این کودکان تمرکز داشته اند، بررسی جامع مداخلات مؤثر برای بهبود این متغیرها کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف: هدف پژوهش حاضرتعیین اثربخشی مداخله آموزش بدون خشونت برتحریکپذیری هیجانی، مهارتهای بینفردی و تابآوری در کودکان کار بود. روش: روش این پژوهش، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان کار7-12 ساله شهر تهران در سال 1403 بود که تعداد 30کودک کار با نمونه گیری در دسترس برحسب شرایط ورودبه پژوهش به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی و گواه تخصیص یافتند. هر دو گروه قبل و بعداز مداخله پرسشنامه های هوش هیجانی صفت فرم کودکان برای سنجش مهارت های بین فردی (مارولی و همکاران،2008)، تاب آوری (مرل،2008)، پرسشنامه خشم و تکانشگری کودک (نیلسون،2000) برای سنجش تحریک پذیری هیجانی را تکمیل نمودند. گروه آزمایش16 جلسه 45 دقیقهای مداخله آموزش بدون خشونت (کاپمان و سلیگا، 2021) را دریافت نمود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس و نرم افزار SPS22 انجام شد. یافتهها: یافته های پژوهش تفاوت معناداری را بین دو گروه آزمایشی و گواه در متغیر مهارت های بین فردی، تاب آوری و تحریک پذیری هیجانی نشان داد و مداخله ارتباط بدون خشونت برارتقای مهارت های بین فردی، تاب آوری و تحریک پذیری هیجانی اثربخشی معناداری داشته است (001/0 > P ) . نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که مداخله آموزش بدون خشونت می تواند به کاهش تحریک پذیری هیجانی، تقویت مهارت های بین فردی و افزایش تاب آوری در کودکان کار منجر شود. این نتایج بر کاربرد عملی این مداخله در برنامه های حمایتی و آموزشی برای کودکان کار تأکید دارد. پیشنهاد می شود این روش به عنوان بخشی از مداخلات روان شناختی و اجتماعی برای این گروه آسیب پذیر در مراکز حمایتی، مدارس و سازمان های مرتبط به کار گرفته شود تا علاوه بر کمک به ارتقای سلامت روانی و اجتماعی آنان، توانایی آن ها در پاسخ دهی سازگارانه به چالش های زندگی افزایش یابد و مسیر رشد و توسعه فردی برای آنان فراهم گردد.