ارتباط ذهنی سازی با رضایت جنسی زنان : نقش میانجی گر خلق منفی

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی شیراز

2 دانشگاه تهران

3 دانشگاه تحصیلات تکمیلی صنعتی و فناوری پیشرفته

4 دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد

doi
10.61186/jps.24.150.165
چکیده

زمینه: ذهنیسازی یک عامل کلیدی در عملکرد اجتماعی و سلامت روان است. با این حال، تأثیر آن بر بهزیستی و رضایت جنسی اخیراً توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. از آنجای که بین ذهنیسازی سبکهای دلبستگی و تنظیم هیجانی اثرات متقابلی وجود دارد بررسی ذهنیسازی با حالتهای خلقی و رضایت جنسی یک ضرورت پژوهشی برای انجام تحقیقات در این حوزه و یک ضرورت تجربی برای استفاده از مداخلات مبتنی بر ذهنیسازی است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی ارتباط ذهنی سازی با رضایت جنسی زنان با توجه به نقش میانجی خلق منفی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر وش یک مطالعه مقطعی ( توصیفی- همبستگی) که به روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری را کلیه دانشجویان متاهل زن دانشگاه های تهران در سال 1400-1401 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 637 نفر از دانشجویان زن متأهل بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری اطلاعات از مقیاسهای ذهنی سازی (فوناگی، 2016)، مقیاس اضطراب و افسردگی و استرس (لوی باند، 1995) و مقیاس رضایت جنسی (مستون، 2005) استفاده شد. داده های جمعآوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS.22 و AMOS.24 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرون نشان داد که بین ذهنیسازی (مؤلفه اطمینان) با رضایت جنسی رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد (05/0 > P ). بین ذهنیسازی (مؤلفه عدم اطمینان) و خلق منفی با رضایت جنسی رابطه منفی و معنیداری وجود دارد (05/0 > P ). نتایج حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که الگوی پیشنهادی برازنده با دادههاست و مؤلفه عدم اطمینانبه صورت مستقیم و غیر مستقیم از طریق خلق منفی بر رضایت جنسی زنان تأثیر می گذارد. همچنین ضریب استاندارد غیرمستقیسم مؤلفه اطمینان به رضایت جنسی از طریق خلقی منفی معنیدار بود. نتیجه گیری: این پژوهش با مدلهای پاسخ جنسی زنان مطابقت دارد و حمایت اولیه از پیوند حالت خلقی و رضایت جنسی را نشان میدهد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که رضایت جنسی پدیده تک علتی نیست و برای درمان آن بایستی از متغیرهای فراتشخیصی (ذهنی سازی و تنظیم هیجانی) نیز استفاده کرد.