اثربخشی مداخله زوج درمانی تلفیقی حول محور شاخص های اثرگذار خانواده مبدأ بر تعارضات زناشویی و همراهی عاطفی زنان و مردان متعارض مراجعه کننده به مراکز مشاوره
نویسندگان
1
2 دانشگاه علوم پزشکی تهران
3 دانشگاه علوم پزشکی ایران
4 دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.61186/jps.24.150.391چکیده
زمینه: تعارش زناشویی به عنوان یک تنش بین شرکای زندگی ممکن است از عوامل منحصر به فرد خانواده مبدأ نشات گیرد و به کاهش تبادلات عاطفی میان زوجین بینجامد و چنانچه چارهاندیشی نشود، زمینه برای بروز مشکلات جدیتر فراهم میگردد. هدف: هدف پژوهش حاضر اثربخشی بسته زوجدرمانی تلفیقی حول محور شاخصهای اثرگذار خانواده مبدأ در تعارضات زناشویی و همراهی عاطفی زنان و مردان متعارض مراجعه کننده به مراکز مشاوره بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه گواه بود. جامعۀ آماری پژوهش، شامل تمامی زنان و مردان دارای تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان مرند (همراز، صداقت و پویامهر) بود. حجم نمونه مشتمل بر 60 نفر (30 نفر گروه آزمایش (15 نفر زن و 15 نفر مرد) و 30 نفر گروه گواه (15 نفر زن و 15 نفر مرد) بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروههاجایگزین شدند. آموزشها برای زنان و مردان در گروه آزمایش به صورت جداگانه صورت گرفت و آنها ده جلسه (90 دقیقهای) و هفته ای یک جلسه مداخله زوج درمانی تلفیقی (رضاییشریف و همکاران، 1403) را دریافت کردند ولی گروه گواه آموزشی دریافت نکرد. ابزارهای جمعآوری اطلاعات پرسشنامه تعارض زناشویی (ثنایی، 1379) و همدلی عاطفی (مهرابیان و اپستین، 1972) بود. دادههای به دست آمده با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و با بهره گیری از نرم افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد آموزش زوج درمانی تلفیقی (متشکل از رویکردهای نظام عاطفی بوئن، شناختی- رفتاری، ایماگوتراپی و بافت نگر) منجر به کاهش تعارض زناشویی و بهبود همدلی عاطفی در بین زنان و مردان متعارض در گروه آزمایش شده است (05/0 P≤ ). نتیجه گیری: با توجه به یافتههای پژوهش حاضر آموزش زوجدرمانی تلفیقی (متشکل از رویکردهای نظام عاطفی بوئن، شناختی- رفتاری، ایماگوتراپی و بافتنگر) میتواند در کاهش تعارضزناشویی و افزایش همدلیعاطفی زنان و مردان متعارض مورد استفاده قرار گیرد.