پیش بینی بهزیستی روان شناختی مدل پرما بر اساس تروما در دوران کودکی با نقش میانجی صفت ذهن آگاهی

نویسندگان

1

2 دانشگاه علوم پزشکی مشهد

3

doi
10.61186/jps.24.149.337
چکیده

زمینه: تجربۀ ترومای کودکی بر کیفیت زندگی و سلامت روان فرد در دوران بزرگسالی تأثیر مخربی دارد. علی رغم انجام مطالعات متعدد در مورد رابطۀ ذهن آگاهی و بهزیستی روان شناختی، نقش میانجی صفت ذهن آگاهی در رابطۀ بین ترومای کودکی و بهزیستی روان شناختی در مدل پرما به طور خاص بررسی نشده است. هدف: هدف از انجام این پژوهش، پیش بینی بهزیستی روان شناختی مدل پرما بر اساس تروما در دوران کودکی با نقش میانجی صفت ذهن آگاهی بود. روش: روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعۀ آماری پژوهش شامل تمامی زنان و مردان 25 تا 55 ساله دارای تجربۀ ترومای کودکی در کل کشور در سال 1403 در بازۀ زمانی سه ماهه مهر و آبان و آذر بود که از بین آنان، 710 نفر (533 نفر زن و 177 نفر مرد) به روش نمونهگیری طبقهای انتخاب شدند و از آن ها خواسته شد تا پرسش نامه های شکوفایی پرما (باتلر و کرن، 2016)، ترومای دوران کودکی (برنشتاین و همکاران، 2003 ( و صفت ذهن آگاهی (براون و ریان 2003) را به صورت آنلاین تکمیل کنند. هم چنین، تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و بهره گیری از نرم افزارهای SPSS-26 و AMOS-24 انجام شد. یافتهها: نتایج نشان داد سوء استفاده عاطفی (009/0= sig ، 05/0-= β ) و غفلت فیزیکی(010/0= sig ، 04/0-=β ) با میانجی گری صفت ذهن آگاهی، اثر معنی دار و غیرمستقیم بر بهزیستی روان شناختی دارد، اما سوء استفاده فیزیکی با میانجی گری صفت ذهن آگاهی، اثر معناداری بر بهزیستی روان شناختی ندارد. نتیجه گیری: تجربۀ سوء استفاده عاطفی و غفلت فیزیکی در دوران کودکی با کاهش ذهن آگاهی در بزرگسالی بر بهزیستی فرد اثر منفی می گذارند. نتایج این پژوهش می تواند به توسعۀ برنامه های آموزش ذهن آگاهی در محیط های کاری، مدارس و مراکز مشاوره برای افرادی که ترومای کودکی را تجربه کرده اند، کمک کننده باشد.