پیش بینی نشخوار فکری بر اساس کارکرد اجرایی، هوش هیجانی و شادکامی در زنان متاهل
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی
2
doi
10.61186/jps.24.149.18چکیده
زمینه: نشخوار فکری به عنوان یک فرایند شناختی ناسازگار، نقش محوری در بروز و تداوم آسیب های روان شناختی ایفا می کند که شناسایی عوامل پیش بین آن ضرورتی اساسی است. در این میان، کارکردهای اجرایی به عنوان زیربنای مدیریت شناختی، در تعامل با سازه های حمایتی هوش هیجانی و شادکامی، می توانند نقش مؤثری در مهار و تنظیم این افکار تکرارشونده داشته باشند. هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی نشخوارفکری براساس کارکرداجرایی، هوش هیجانی و شادکامی انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل زنان متاهل شهر شهر تهران بود که بااستفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 400 زن متاهل به عنوان نمونه آماری تعیین و انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس نشخوارفکری (تراپنل و کمپل،1999)، کارکردهای اجرایی بزرگسالان (هولست و ترول، 2014)، هوش هیجانی ( بار اون،1997) و شادکامی (آرگیل و هیل،1989) استفاده گردید. داده ها از طریق روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان با استفاده از نرم افزار spss22 تحلیل شدند. یافتهها: یافته های پژوهش نشان داد که در جامعه زنان متأهل، بین نشخوار فکری با متغیرهای کارکرد اجرایی، هوش هیجانی و شادکامی رابطه منفی و معناداری وجود دارد (001/0> p )؛ به طوری که با بهبود کارکردهای اجرایی، افزایش هوش هیجانی و ارتقای سطح شادکامی، میزان نشخوار فکری کاهش می یابد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که نشخوار فکری بر اساس متغیرهای مذکور به صورت معناداری قابل پیش بینی است. بر اساس ضریب تبیین به دست آمده، در مجموع 29 درصد از واریانس کل نشخوار فکری توسط ترکیب متغیرهای کارکرد اجرایی، هوش هیجانی و شادکامی تبیین می شود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن است که ضعف در کارکردهای اجرایی و سطوح پایین هوش هیجانی و شادکامی، بستری مساعد برای بروز نشخوار فکری در زنان متأهل فراهم می آورد. از آنجا که این سه متغیر توانسته اند بخشی از نشخوار فکری را پیش بینی کنند، این دستاورد می تواند در طراحی بسته های آموزشی و درمانی با هدف بهبود بهزیستی روان شناختی زنان و پیشگیری از آسیب های ناشی از تفکر منفی مکرر، مورد استفاده مشاوران و متخصصان سلامت روان قرار گیرد.