ظرفیتسنجی تفسیر موضوعی در تولید علوم انسانی اسلامی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران
2 گروه علوم قرآن و حدیث دانشکده الهیات دانشگاه تهران ایران
doi
10.30513/qd.2022.2935.1614چکیده
علیرغم غلبۀ نگرش فلسفی در رویکردهای انتقادی به علوم انسانیِ مدرن که چندین دهه است در جهان اسلام و در ایران بسیار رایج شده است، همچنان فقدان رویکردهای قرآنی در تولید علوم انسانی قرآنبنیان احساس میشود. در این راستا به نظر میرسد که میتوان از ظرفیت روش تفسیر موضوعی برای ورود قرآن کریم به ساحت علوم انسانی بهره جست. تفسیر موضوعی با توجه به درون یا برونقرآنی بودن موضوع آن، در نقد ساختار دانش مدرن و تحقیقات علوم و همچنین تولید علوم انسانی اسلامی، کارکردهای متعددی دارد. از تفسیر موضوعیِ درونقرآنی میتوان در جهت «نقد مبناییِ» مبانی عام علوم انسانی ـ مبانی معرفتشناسی، ارزششناسی، هستیشناسی و انسانشناسیـ و همچنین ابتناء و پیریزی علوم انسانی بر پایۀ مبانی به دستآمده از قرآن کریم بهره برد. از تفسیر موضوعی برونقرآنی ـ مانند رویکرد استنطاقی شهید صدرـ برای پاسخدهی به مسئلههای علوم انسانی استفاده میشود که این فرایند با چالشهایی از جمله پیچیدگی و چندتباری «موضوعِ» علوم انسانی مواجه است که در اصطلاحات مدرن این حوزه وجود دارد. برای حل این مسئله، در مواردی میتوان به منظور فرایندشناسی تغییر مؤلفههای مفهوم مدرن از رویکرد «تاریخ انگاره» و همچنین از رویکرد «تحلیل موضوع» به مؤلفههای معنایی بهره جست و با تجزیۀ دقیق آن موضوع به چند مؤلفه نشان داد که مؤلفهها لزوماً محصول عصر مدرن نیستند و میتوان آنها را در قرآن کریم پیجویی نمود. سپس از «ترکیب» نتایج به دستآمده بر اساس تفسیر موضوعی، به دیدگاه قرآن کریم نسبت به موضوع مدرن در حوزۀ مورد نظر دست یافت.