الگوی روابط ساختاری پیش بینی کیفیت زندگی براساس استرس ادراک شده و حمایت اجتماعی با نقش میانجی استواری روانی در افراد وابسته به مواد مخدر
نویسندگان
1
2
3 دانشگاه علوم پزشکی شیراز
4 دانشگاه آزاد اسلامی
5
doi
10.61186/jps.24.148.18چکیده
زمینه: کیفیت زندگی یک مفهوم چندبعدی است که جنبه های مختلف بهزیستی، رضایت و شرایط زندگی را در برمی گیرد. درک کیفیت زندگی مستلزم در نظر گرفتن ابعاد مختلف از جمله سلامت جسمانی، بهزیستی روانی، روابط اجتماعی و شرایط محیطی است. استرس ادراک شده، حمایت اجتماعی و استواری روانی نقش کلیدی در بهبود شرایط اجتماعی، بهزیستی روانی و توان بخشی این افراد ایفا می کنند. شناسایی این روابط می تواند به طراحی مداخلات موثر برای ارتقای کیفیت زندگی و پیشگیری از بازگشت به اعتیاد در افراد وابسته به مواد مخدر منجر شود؛ بنابراین، پژوهش های بیشتر در خصوص ارتقای کیفیت زندگی این افراد مورد نیاز است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی الگوی روابط ساختاری پیشبینی کیفیت زندگی بر اساس استرس ادراک شده و حمایت اجتماعی با نقش میانجی استواری روانی در افراد وابسته به مواد مخدر بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش یک پژوهش توصیفی – همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی افراد وابسته به مواد مخدر در مراکز کمپ اعتیاد شهر اردبیل در سال 1403بودند. نمونه پژوهش 182 نفر از افراد وابسته به مواد مخدر در این مراکز بودند، که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه ی کیفیت زندگی (سازمان جهانی بهداشت، 1995)، استرس ادراک شده (کوهن و همکاران، 1983)، حمایت اجتماعی (واکس و همکاران، 1994) و استواری روانی (کلاف و همکاران، 2002) استفاده شد. جهت ارزیابی الگوی پیشنهادی از الگویابی معادلات ساختاری و smart pls3 و SPSS26 استفاده شد. یافتهها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد حمایت اجتماعی (466/0= β )، اثر مثبت بر کیفیت زندگی دارد. استرس ادراک شده (50/0 = β ) اثرمثبت بر کیفیت زندگی دارد. استواری روانی (508/0= β ) اثر مستقیم و مثبت بر کیفیت زندگی دارد. همچنین حمایت اجتماعی (30/0= β ) و استرس ادراک شده (41/0= β ) با میانجیگری استواری روانی بر کیفیت زندگی تأثیر معناداری دارند. یافتهها حاکی از برازش مناسب الگوی پیشنهادی با دادههاست. نتیجه گیری: نتایج مطالعاتی از این دست می توانند به طراحی مدل های مداخلاتی کمک کنند که هدف آن کاهش استرس ادراک شده و افزایش حمایت اجتماعی فراهم باشد تا از این طریق سبب بهبود کیفیت زندگی و استواری روانی در افراد وابسته به مواد مخدر شود.