الگوی ساختاری خودناتوان سازی با تحصیل گریزی در دانش آموزان دختر: نقش میانجی گری باورهای انگیزشی
نویسندگان
1
2
doi
10.61186/jps.24.147.343چکیده
زمینه: پدیده تحصیل گریزی (مدرسه گریزی) به عنوان فرآیندی تلقی می شود که ناشی از عوامل مختلفی است. به همین خاطر بررسی پیشایندهای روانشناختی مبتنی بر الگوهای روانشناسی تربیتی در دانش آموزان یک ضرورت کابردی جهت متناسب سازی و اقدام به موقع مداخلات انگیزشی است. هدف: این پژوهش باهدف الگوی ساختاری خودناتوان سازی تحصیلی با تحصیل گریزی در دانش آموزان دختر: نقش میانجی گری باورهای انگیزشی بررسی نقش میانجی گر باورهای انگیزشی در دانش آموزان دورۀ دوم متوسطه شهر خرم آباد انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی که به روش مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ (۷۳۵۷ نفر) تشکیل دادند. در این پژوهش با استناد به فرمول سوپر (۲۰۲۵) برای مدل یابی معادلات ساختاری حجم نمونه ۲۰۰ نفر از دانش آموزان دختر دورۀ دوم متوسطه شهر خرم آباد بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه رفتارهای آداب گریز تحصیلی (کلارک و همکاران، ۲۰۱۵)، پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (پینتریج و دی گروت، ۱۹۹۰) و پرسشنامۀ خود ناتوان سازی (جونز و رودوالت، ۱۹۹۸) ستفاده شد. داده های جمع آوری شاده با استفاده از نرم افزار SPSS.28 و نرم افزار Smart PLS. 4 با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که ضریب مسیر مستقیم و استاندارد خود ناتوان سازی بر تحصیل گریزی دانش آموزان با (۴۵۵/۰= β ) مثبت و معنی دار بود. همچنین ضریب مسیر مستقیم باورهای انگیزشی بر تحصیل گریزی (۴۳۰/۰-= β ) منفی و معنی دار بود. ضریب مسیر مستقیم و استاندارد شده خود ناتوان سازی بر باورهای انگیزشی (۴۷۵/۰-= β ) منفی و معنی دار بود. باورهای انگیزشی در رابطه بین خود ناتوان سازی و تحصیل گریزی با ضریب مسیر غیرمستقیم و استاندارد (۲۰۶/۰= β ) معنی دار بود. ۲۳ درصد از واریانس باورهای انگیزشی توسط خودناتوان سازی و ۵۸ درصد از واریانس تحصیل گریزی دانش آموزان دختر توسط خودناتوان سازی و باورهای انگیزشی تبیین شد. نتیجه گیری: با توجه به این نتایج با شناسایی و غربالگری دانش آموزان تحصیل گریز و برگزاری مداخلات روانشناختی مبتنی بر ابعاد شناختی، فراشناختی، انگیزشی و رفتاری در سطح فردی و خانوادگی می تواند سهم قابل توجهی از پیشایندهای (تحصیل گریزی) را کاهش و میزان رغبت و انگیزه تحصیلی را افزایش می دهد .