ارتباطات میانفرهنگی و آمریکاییزدایی از ارتباطات جهانی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه ارتباطات اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.27834743/ASS.2212.1132.3چکیده
رویکرد غالب در مطالعات ارتباطی در جهان و ایران، به دلیل خاستگاه عمدتاً آمریکایی آن که بر مطالعات رسانهای متمرکز بوده است، از پاردایم «ارتباطات انتقالی» در مطالعات ارتباطی تبعیت میکند. این موضوع، باعث در حاشیه قرار گرفتن برخی گرایشهای مطالعات ارتباطی مانند ارتباطات میانفرهنگی شده است. این مقاله ضمن طرح مسالۀ روند انتقالی شدن ارتباطات از نیمۀ دوم قرن نوزدهم، به این پرسش پاسخ داده است که این روند چه پیامدهایی در زمینۀ ارتباطات این کشور و بسط و غلبۀ رویکردی خاص به فناوریهای ارتباطی داشته است؟ به منظور پاسخ به پرسش یادشده، ضمن تبیین دو رویکرد اصلی در ارتباطات یعنی ارتباطات انتقالی و ارتباطات آیینی، به امتداد یافتن آنها در سطح کلان جهانی، در قالب «جهانیسازی ارتباطات» و «ارتباطات میانفرهنگی»، پرداخته شده است. در این راستا ضمن مروری بر پیشینۀ هر یک از رویکردهای ارتباطی(انتقالی و آیینی) و تطورات آنها در قرن بیستم، بر ویژگیها و تمایزات آنها تمرکز شده و جهانیسازی ارتباطات (با تمرکز بر توسعۀ فناوریهای اطلاعات و ارتباطات) به مثابه یکی از ابعاد مختلف مگاپروژه جهانیسازیِ برآمده از نگاه آمریکایی به حهان و ارتباطات جهانی، بازخوانی شده شده است. در این مقاله با رویکرد توصیفی-تبیینی و با استفاده از روش مطالعۀ اسنادی دادههای مورد نیاز برای تحلیل، گردآوری شده است. نتیجۀ مطالعه نشان میدهد اتخاذ رویکرد فعالانۀ گسترش ارتباطات میانفرهنگی ایران، به ویژه در منطقۀ غرب آسیا و حوزۀ جغرافیای فرهنگی ایران، در بلندمدت، فرصتها و مزیتهای فرهنگی، و بالتبع آن، مزیتهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی فراوانی را در برخواهد داشت.