تحلیل روانشناختی رفتار فرماندهان جنگ در دوره اسطوره ای و پهلوانی شاهنامه فردوسی و ایلیاد و اودیسۀ هومر
نویسندگان
1
2
3 دانشگاه علوم پزشکی قم
doi
چکیده
زمینه: با بررسی های انجام شده در این حوزه مشخص شد که تاکنون مطالعه ای به تحلیل روانشناختی رفتار فرماندهان جنگ در دوره اسطوره ای و پهلوانی شاهنامه فردوسی و ایلیاد و اودیسۀ هومر نپرداخته است. هدف: در این مقاله به تحلیل روانشناختی رفتار فرماندهان جنگ در دوره اسطوره ای و پهلوانی شاهنامه فردوسی و ایلیاد و اودیسۀ هومر پرداخته شده است. روش: روش تحقیق به صورت کتابخانه ای و مبتنی بر سندپژوهی و نوع آن، تحلیلی-توصیفی است. یافته ها: بررسی تقابل در میان فرماندهان نشان می دهد که عنصر تقابل در این داستان ها بسیار برجسته و پررنگ است و در واقع طرح هر کدام از این داستان های تاریخی بر مبنای تقابل است. نوع تقابل ها در این داستانها به دلیل تاریخی بودن آن ها، عمدتاً از نوع تقابل شخصیت های انسانی و به ویژه فرماندهان جنگ است و انگیزه های تقابل میان شخصیت ها نیز اغلب مواردی همچون جنگ قدرت، تمایل به کشورگشایی، تلاش برای برپایی عدالت و مبارزه با ظلم، انتقام جویی، مبارزه با انیرانی و نژادهای دیگر و... است. از منظر نظریۀ شخصیت شناسی آدلر نیز فرماندهان جنگ در این دو اثر بعضاً دارای عقدۀ حقارت هستند و در راستای پوشش دادن نقاط ضعف خود، به قدرت نمایی و کشورگشایی روی آورده اند. نتیجه گیری: در مجموع، بااینکه داستان های منتخب، از نوع داستان های تاریخی هستند، اما مؤلفه های رویکرد و نظریۀ لوی استروس در آن ها دیده می شود و انگیزۀ این شخصیت ها از تقابل، صرفاً انگیزه های ذکرشده در کتب تاریخی نیست بلکه آرمان ها و اهداف و همچنین تیپ شخصیتی و خصایل روانی آن ها نیز در این تقابل ها تأثیر مستقیم گذاشته است که این موارد از نظر آلفرد آدلر نیز بررسی شده است.