تحلیل تفسیری فقهی شرطیت خوف نوعی در حرمت القاء در آیه تهلکه
نویسندگان
1 گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، ایران
2 دانشآموخته سطح 3 حوزه علمیه مشهد
3 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، ایران
doi
10.30513/qd.2022.3089.1642چکیده
یکی از آیات قرآن کریم که فقیهان در مباحث مختلفی مورد استناد قرار دادهاند، آیه «وَأَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللّٰه وَلَا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَةِ و...» (بقره/ 195) است. گرچه استفاده حرمت القاء در تهلکه از این آیه، جای بحث ندارد، در تعیین گستره حرمت و چگونگی برداشت از آیه، بحثهای زیادی مطرح است. این مقاله که به روش تحلیلی ـ توصیفی انجام شده، در پی پاسخ به این سٶال است که آیا ملاک حرمت القاء در تهلکه، احتمال، گمان، ترس با ملاک شخصی یا ترس نوعی است؟ این جستار پس از بیان معنای آیه و مطرح نمودن دیدگاهها، به نقد ملاکهای ارائهشده پرداخته و اولاً با توجه به نقدهای وارده بر سایر دیدگاهها و با عنایت به اینکه مورد نمیتواند مفهوم کلی و وسیع آیه را تقیید بزند، عمومیت القاء در تهلکه را پذیرفته، و ثانیاً با توجه به اینکه در شریعت اسلام، احکام بر عناوین و موضوعات بار میشود و نیز به خاطر بعید بودن التزام فقیهان به لوازم خوف شخصی و به دلیل تنقیح مناط فتوای فقیهان در نظایر آیه، نظریه ترس نوعی را که همان حکم عرف به تعریض شخص به هلاکت میباشد، پذیرفته است. بنابراین القاء در صورتی حرام است که از دیدگاه عرف برای نوع انسانها موجب هلاکت باشد.