اثربخشی آموزش تاریخ بر اساس یادگیری ساخت گرایی روانشناختی بر رشد مهارت های تفکر تاریخی در دانشجویان تاریخ دانشگاه کربلاء
نویسندگان
1
2
doi
10.61186/jps.23.137.17چکیده
زمینه: روندهای آموزشی فعلی به سمت اجرای روشهای فعال حرکت میکند. با این حال، تحقیقات کمی در زمینه آموزش رویکرد ساختگرایی روانشناختی بر تفکر تاریخی دانشجویان انجام شده است. هدف: این مطالعه با هدف اثربخشی آموزش تاریخ بر اساس یادگیری ساخت گرایی روانشناختی بر رشد مهارت های تفکر تاریخی در دانشجویان تاریخ دانشگاه کربلاء انجام شد. روش: پـژوهش حاضـر یـک طـرح نیمه آزمـایشی میدانی با پیش آزمون -پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان رشته تاریخ دانشگاه کربلاء در سال تحصیلی 2022-2023 تشکیل می دادند. نمونه پژوهش 40 نفر از دانشجویان رشته تاریخ دانشگاه کربلا بود که از بین 500 دانشجو به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایشی و گواه گمارده شدند (هر گروه 20 نفر). قبل از آموزش ساختگرایی روانشناختی از هر دو گروه با استفاده از پرسشنامه های محقق ساخته تفکر تاریخی پیش آزمون به عمل آمد. سپس به گروه آزمایش در 10 جلسه نظریه یادگیری ساختن گرایی روانشناختی آموزش داده شد و به گروه گواه هیچ آموزشی ارائه نشد. پس از اتمام دورۀ آموزشی دوباره از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS.27 و به روش تحلیل کوواریانس تک متغیری تحلیل شدند. یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که آموزش ساختگرایی روانشناختی باعث افزایش معنی دار تفکر تاریخی، تحلیل، ارزشیابی، استنباط و خودتنظیمی دانشجویان تاریخ شده است (05/0 > P ). نتیجه گیری: با توجه به این نتایج میتوان نتیجه گرفت که، سودمندی روش های تدریس فعال مانند ساختگرایی روانشناختی در دانشجویان تاریخ با روش هایی تدریس که در حال حاضر استفاده می شود، در تضاد است . لذا استفاده از رویکردهای که میتواند باعث تحریک تفکر انتقادی، حل مسئله و تعقل در دانشجویان شود به متولیان نظامهای آموزشی پیشنهاد میشود.