تحلیل روانشناختی کهن الگوهای یونگ در مقایسه با نظریه جوزف کمبل بر الگوی سفر قهرمان رمان عباس دست طلا

doi
10.61186/jps.23.133.285
چکیده

زمینه: کهن الگوهای یونگ و نظریه «سفر قهرمان» جوزف کمپبل هر دو به فهم عمیق تری از ساختارهای بنیادین ذهن و روایت های انسانی کمک می کنند. این دو نظریه بر پایه مشترکاتی مانند تحول شخصی، مواجهه با چالش ها و رسیدن به کمال فردی بنا شده اند. اما پژوهش های پیشین بیشتر بر آثار کلاسیک و اسطوره های جهانی متمرکز بوده اند و توجه کافی به ادبیات معاصر، به ویژه رمان های فارسی، نداشته اند. بررسی رمان «عباس دست طلا» از این منظر، فرصتی فراهم می کند تا شباهت ها و تفاوت های میان این دو الگوی روانشناختی و روایی در زمینه فرهنگی متفاوت تحلیل شود. این مطالعه می تواند به درک عمیق تری از تعامل میان روایت های مدرن و ساختارهای کهن کمک کرده و نشان دهد که چگونه الگوهای اسطوره ای در فرهنگ های معاصر بازتفسیر می شوند. هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل روانشناختی کهن الگوهای یونگ در مقایسه با نظریه جوزف کمبل بر الگوی سفر قهرمان رمان عباس دست طلا انجام شد. روش: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بر مبنای تحلیل محتوای کیفی به انجام رسیده است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و با بررسی مستقیم حکایات و بر اساس مبانی نظری روان شناسی تحلیلی یونگ تحلیل شده اند. یافتهها: یافته های تحقیق، انطباق اغلب مراحل کهن الگوی سفر قهرمان در رمان «عباس دست طلا»ست که بیانگر وجود شخصیتی پویا و رو به تکامل در رمان است که با حضور در جبهه، از نظر معنوی و روحی دچار رشد و تغیّر می شود. رمان عباس دست طلا به خوبی نشان می دهد که چگونه الگوهای کهن روانی یونگ و سفر قهرمان کمپبل در قالبی مدرن با هم پیوند می خورند. این ترکیب، علاوه بر روایت داستانی، به واکاوی عمیق چالش های درونی و مسیر رشد شخصیت اصلی کمک می کند و نقش مؤثر این الگوها در ادبیات معاصر را برجسته می سازد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که سرنوشت شخصیت «عباس دست طلا» در رمان به دلیل اتفاقاتی که در زندگی اش عارض می شود، از یک انسان معمولی به انسانی تکامل یافته از نظر اخلاق و مذهب رسیده و مراحلی که در مسیر تکامل و رشد پیموده، با مراحل کهن الگوی سفر قهرمان قابل بررسی و انطباق است.