تأملی بر جهان‌شمولی آموزه‌های مری دیلی با تأکید بر آثار او

نویسندگان

1 استادیار گروه ادیان شرق، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

2 دانشجوی دکتری ادیان ایران باستان، گروه ادیان شرق، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

3 استادیار گروه ادیان شرق، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

doi
10.22034/jrr.2025.485718.2231
چکیده

مری دیلی در آثار خود، فلسفه و الهیاتی نو، پدید می‌آورد که بر پایۀ تجربۀ خاص زنان از ایمان به خدا استوار است. او می‌کوشد جنسیت‌زدگیِ نهفته در مفاهیم، الگوها و زبان مسیحیت را آشکار سازد و آن را عامل سرکوب، نادیده‌انگاری تجربۀ زنان و مانعی در راه کمال انسانی آنان معرفی کند. دیلی در پی آگاهی‌بخشی و تحققِ «هست‌شدن» زنان است؛ با این‌حال، شماری از اندیشمندان با دیدهٔ تردید بدان نگریسته‌اند و با طرح پرسش‌هایی دربارۀ چگونگی و فرایند این آگاهی، این دغدغه را پیش نهاده‌اند که آیا اشتراک‌گذاری چنین آگاهی‌ای میان زنان، توان برانگیختن تحولی ژرف در آنان و جامعه را خواهد داشت یا نه. این مقاله با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با بررسی دیدگاه‌های او در سه اثرِ کلیسا و جنس دوم، فراسوی خدای پدر، و زن-بوم‌شناسی، به این نتیجه دست می‌یابد که دیدگاه‌هایی که وی به‌عنوان «قانون کلی» عرضه کرده است، قابلیت تعمیم نداشته و افزون بر وجود دوگانگی در برخی آرا، بسیاری از متألهان فمینیست نیز آن‌ها را مورد انتقاد قرار داده و به چالش کشیده‌اند.