بررسی الگوی عمقی و مکانی کربن آلی، نیتروژن کل و نسبت کربن به نیتروژن در رسوبات و نقش آن‌ها در پشتیبانی از تولیدات ثانویه در اکوسیستم‌های مانگروی خلیج فارس

doi
10.48311/jfst.2025.21503
چکیده

این مطالعه با هدف بررسی میزان کربن آلی، نیتروژن کل و نسبت کربن به نیتروژن در رسوبات اکوسیستم‌های مانگروی خلیج فارس انجام شد. نمونه‌برداری از پنج منطقه شامل خور بیدخون، ، مل‌گنزه، خور هاله، بندرخمیر و قشم در سه عمق (0-15، 15-30 و 30-50 سانتی‌متر) صورت گرفت. نتایج نشان داد که مقادیر کربن و نیتروژن به‌طور کلی از سطح به عمق روندی کاهشی داشتند که این امر ناشی از فرآیندهای طبیعی مانند تجزیه میکروبی، معدنی‌شدن و تراکم رسوبات است. کمترین مقادیر کربن آلی و نیتروژن کل در خور هاله مشاهده شد که به‌واسطه دست‌کاشت بودن جنگل و عدم بلوغ ساختار زی‌توده قابل تفسیر است. در مقابل خور بیدخون در تمامی اعماق بیشترین مقدار کربن آلی را دارا بودند که با توجه به مجاورت با صنایع پتروشیمی احتمال ورود ترکیبات آلی خشکی‌زاد را تقویت می‌کند. خور بیدخون در تمامی اعماق دارای بیشترین نسبت کربن به نیتروژن با میانگین 21/88 بود. در مقابل بندرخمیر و قشم دارای کمترین نسبت‌ کربن به نیتروژن با میانگین حدود 12 بودند که نشان‌دهنده‌ منبع ترکیبی و نسبتاً متعادلی از مواد آلی است. چنین نسبتی در منطقه قشم و خمیر حاکی از حضور همزمان مواد آلی با منشاء گیاهی (مانند برگ‌های حرا) و منابع غنی‌تر از نیتروژن (مانند فیتوپلانکتون‌ها) است. این توازن در کیفیت مواد آلی می‌تواند منجر به شرایطی شود که از تولید ثانویه‌ بیشتر در جوامع بی‌مهرگان کفزی حمایت می‌کند، به‌طور کلی، نتایج بیانگر آن است که اکوسیستم‌های مانگروی خلیج فارس تحت تأثیر عوامل محیطی، اقلیمی و انسانی، ظرفیت متفاوتی در ذخیره‌سازی و چرخه مواد آلی دارند که این تفاوت‌ها باید در مدیریت و حفاظت از این زیست‌بوم‌های ارزشمند مد نظر قرار گیرد.