روایتی دیگر از داستان نوفل و مجنون (بر پایه نوفلنامه کردی گورانی از میرزا شفیع)

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه هرمزگان

2 استادیار دانشگاه پیام نور مرکز شیراز

doi
چکیده

داستان لیلی و مجنون از داستان‌های عاشقانۀ پرآوازه‌ در ادب پارسی و عربی است. نخستین‌بار در ادب فارسی، حکیم نظامی گنجوی این داستان را به نظم درآورد. در مقام جواب‌گویی و تقلید از او، شاعران بسیاری این داستان را منظوم ساخته‌اند. در میان این روایات، منظومۀ نوفل‌نامه یا نوفل و مجنون سرودۀ میرزاشفیع کُلیایی، شاعر کُردزبانِ سدۀ دوازدهم و اوایل سدۀ سیزدهم هجری، روایتی تازه است که ناشناخته مانده است. اهمیت این روایت در آن است که شاعر کُردزبان توانسته است با قدرت شاعرانه و با به‌کارگیری عناصر داستان، به‌ویژه شخصیت‌پردازی بی‌نظیر، دست به آفرینش اثری دیگرگون بزند. در این مقاله، نگارندگان می‌کوشند ابتدا دربارۀ پیشینه‌ و نسخه‌های این روایت در ادبیّات کُردی اطلاعاتی به‌دست دهند. سپس، ضمن بیان احوال و آثار شاعر، روایت او را با روایت نظامی در بخش نوفل و مجنون مقایسه می‌کنند.