تحلیل نقش های مثبت دیوها در اوسنه های عامیانۀ خراسان بزرگ
نویسندگان
1 استاد رشتۀ ژنتیک دانشگاه شیراز، ایران.
doi
10.30495/irll.2019.671513چکیده
پیش از ظهور زرتشت، ایرانیان به دو گروه از خدایان (اهوراها و دیوها) اعتقاد داشتند. انتشار آموزه های زرتشت، عامل تقدس زدایی از دیوها در ایران است. اوسنه های عامیانه، گنجینه ای بسیار مهم در شناسایی ویژگی های فرهنگی و چگونگی تکوین بسیاری از باورها و نگرش ها در جوامعاند. هدف پژوهش حاضر، پاسخ به این پرسش است که آیا اوسنه های عامیانۀ گردآوریشده از خراسان ایران و کشورهای همزبان افغانستان و تاجیکستان می تواند نشاندهندۀ سیر تحول نگرش جامعۀ ایرانی نسبت به دیوها باشد؟ در برخی از اوسنه های عامیانه، دیوها دارای سجایای اخلاقی هستند؛ مثلاً شخصیتی قدرشناس دارند، به قهرمان داستان کمک می کنند، خوب و خوشاخلاق هستند و کارهای تخصصی انجام می دهند. در برخی از داستان های عامیانه، آدمیزاد به دیوها ظلم می کند و حتی آنان را بدون دلیل به قتل می رساند، در حالی که دیوها به کشتن آدمی رضایت نمی دهند. در بسیاری از داستان ها، تحت تأثیر اصلاحات دینی، نقش منفی به دیو نسبت داده شده، اما داستان هایی که در آنها دیوها ایفا کنندۀ نقش مثبت هستند، نشان از پیروزی خاطرۀ پرستش دیوها بر آموزه های زرتشت دارد.