راهبرد امنیتی آمریکا در افغانستان (2021-2001) مبتنی بر واقعگرایی تهاجمی جان مرشایمر
نویسندگان
1 نویسنده مسئول: کارشناسی ارشد، علوم سیاسی، دانشگاه پیام نور، قوچان، ایران
2 دانشجوی دکتری، علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری، علوم سیاسی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
doi
10.27834743/ASS.2206.1104چکیده
از زمان حادثه 11 سپتامبر 2001، آمریکا راهبردهای امنیتی خود را تغییر داد و بنا را بر جنگ علیه تروریسم با خروج از حالت تدافعی گذاشت. آمریکا با تکیه بر این واقعیت که قدرت کشورها در گرو اهمیت مناطقی است که تحت نفوذ دارند، استراتژی امنیتی خود را با حمله به افغانستان به واقعگرایی تهاجمی و تجاوز پیشدستانه تغییر داد. در پاسخ به این سؤال که راهبرد امنیتی آمریکا در افغانستان 2020-2002 چه تبعانی داشته، این فرضیه مطرح گردید که راهبرد امنیتی آمریکا در افغانستان بر پایه سیاست تعادلسازی و تجاوز پیشدستانه، تبعات منفی بر این کشور در پی داشت. در این راستا، از واقعگرایی تهاجمی جان مرشایمر بهعنوان چارچوب نظری استفاده شد و اطلاعات به روش کیفی و با استفاده از منابع کتابخانهای جمعآوری و به روش توصیفی-تحلیلی بررسی شد. نتایج نشان داد که حضور نظامی آمریکا در افغانستان بر پایه تجاوزی پیشدستانه و سیاست تعادلسازی در برابر قدرتهای رقیب بوده است و این سیاست نهتنها منجر به مقابله با گروههای تروریستی، سازماندهی نیروهای امنیتی-نظامی، کاهش جنگ داخلی و ارتقای امنیت ملی افغانستان نگردید، بلکه بر میزان اقدامات تروریستی، میزان تلفات نیروی انسانی و در مجموع بر فقر و ناامنی در این کشور نیز افزود. در واقع، راهبرد امنیتی آمریکا در افغانستان در چارچوب متعادلسازی قدرت و جلوگیری از ظهور سلطهگر و دوام در سیستم بینالمللی بوده است.