تحلیل نشانه های رازآموزی و تشرّفِ آیینی و تعلیقِ آن در آوازهای خنیاگر بختیاری؛ بهمن مسعود بختیاری
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
doi
10.30495/irll.2021.685003چکیده
اسطوره شناسی بیش از آن که شیوه ای در بررسی و تحلیل داستان ها و آیین های باستانی باشد، گونه ای مکتب فکری است که هستی و حضور انسان اسطوره ای را در متون توضیح می دهد، متونی که تا امروز نشانه هایی از آیین های اسطوره ای را در خود حفظ کرده اند. این که این نشانه ها کدامند و چگونه به سفر قهرمان اشاره می کنند، پرسش اصلی این مقاله است. آوازها و سروده های بختیاری در راستای فرهنگ ایرانی در طول حیات خود راهی دراز طی کرده اند تا امروز به دست ما رسیده اند. رازآموزی و تشرّف آیینی که در پژوهشهای اسطوره شناسان بزرگی مانند میرچا الیاده و جوزف کمپبل طرح شده اند، در آوازهای بختیاری با تفاوتهایی درخور تأمل، خود را نشان میدهند. در دیدگاه این دو اسطورهپژوه، رازآموزی از نظمی ساختاری حکایت میکند، در حالی که در خردهروایتهای سروده های بختیاری چنین نظمی آشکار نیست بلکه پژوهشگر باید نشانههای پراکندۀ رازآموزی و سفر قهرمان عاشق را دریابد و در کنار هم بچیند. وضعیت وجودی و تجربۀ زیستۀ عاشق در آوازهای خنیاگر بختیاری پیوسته دچار تعلیق و بیسرانجامی است و این تعلیق که گویی از ضمیر ناخودآگاه جمعی سرچشمه میگیرد، دغدغۀ اصلی قهرمان است. در این مقاله آوازها و سروده هایی که قابلیت و ظرفیت نقد اسطوره شناختی داشتند مورد تحلیل قرار گرفتند، اغلب این آوازها سرودۀ بهمن علاءالدین هستند جز چند مورد که بهمن علاء الدین آن ها را از فولکلور بختیاری گرفته است.