بررسی تطبیقی سبک «آسمان آبی دز» و «پسرک بومی» بر اساس فرانقشهای تجربی با نگاهی بر عناصر محلّی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
doi
10.30495/irll.2021.1921117.1413چکیده
احمد محمود نویسندۀ رئالیست اجتماعی و راوی خطّۀ جنوب، مخاطبان را با زندگی واقعی روبه رو و از دادن نسخۀ تحریف شدۀ آن پرهیز کرده است. وی در دو داستان کوتاه آسمان آبی دز و پسرک بومی ریشۀ همۀ نابهسامانی ها، فقر و جهل طبقۀ فرودست را در پدیدۀ استعمار و حکومت سرسپرده می جوید و از کارکرد ارجاعی زبان برای نزدیکشدن به زندگی روزمره استفاده می کند. دستورزبان نقش گرای نظام مند مایکل هلیدی نیز زبان را با استناد به نقش آن در تعاملات اجتماعی بررسی می کند. به نظر هلیدی، بررسی دستورزبان باید به صورت کمّی انجام شود و از آن رو که به باور وی زبان پدیده ای اجتماعی است، می توان آن را در داده های تجربی آماده، کنش های ارتباطی و فرانقش های زبانی که با مبحث سبک مرتبط است، توصیف و تحلیل کرد. در آثار محمود می توان در بافت موقعیّتی دو داستان یاد شده چگونگی بازنمایی استعمار را در فرانقش های شش گانۀ دستورزبان هلیدی، مقایسه کرد. هدف این پژوهش آن است که با توجه به اطلاق عام رئالیسم به مکتب ادبی وی، مشخص گرداند که آیا پیروی از این مکتب خاص، سبب بهره گیری یکسان در فرانقش های دستوری شده، آیا وی اقلیم جنوب و برخورد افراد بومی آن را با فرنگیان معدودی که نمایندۀ طبقه فرادست هستند، به گونه ای همسان بازنمایی کرده است؟ داده های پژوهش نشان می دهند که در سبک زبانی او در این دو داستان، به ترتیب فرایند مادی، رابطه ای و کلامی بیش از همۀ فرایندها استفاده شده است. گرایش وی به بیان وقایع دنیای بیرون سبب وجود بسامد بیشتر فرایند مادی نسبت به سایر فرایندهاست و بسامد انجام اعمال فیزیکی به وسیلۀ غیرجانداران، در آسمان آبی دز بیشتر از پسرک بومی است.