بررسی توصیفی، ساختاری و محتوایی افسانۀ دختر جولاه

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، شهرکرد، ایران.

doi
10.30495/irll.2021.1910207.1379
چکیده

افسانه‌های عامّه یکی از گونه‌های ادب داستانی عامّه‌اند. در همین راستا، افسانۀ دختر جولاه، یکی از افسانه‌های مردم چهارمحال‌وبختیاری به زبان فارسی گفتاری رایج در روستای گیشنگان است که با این روایت تاکنون ثبت و تحلیل نشده‌است. نگارنده در این مقاله با معرفی و گزارش کامل افسانه، آن را از منظر عناصر داستان و افسانه کاویده و در نهایت آن را بر اساس الگوی ریخت‌شناسی قصه‌ها (الگوی پراپ) بررسی ‌کرده‌است. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی- تحلیلی (تحلیل محتوا) و روش گردآوری داده‌ها از نوع میدانی است و به‌طور خلاصه مشخص‌شده که این روایت از افسانۀ دختر جولاه، روایتی متفاوت با روایت‌های ذیل تیپ g879 است که مارزلف بررسی ‌کرده‌است. این افسانه، از منظر عناصر داستان، قوی است؛ کنش‌ها همانند اغلب افسانه‌ها، بیرونی، متنوع و گوناگون‌اند؛ زاویۀ دید، سوم شخص مفرد؛ و راوی، دانای کل است. شخصیت‌ها متنوع‌اند، اما اغلب بی‌نام و نشان؛ مقدمه‌چینی، گره‌افکنی، اوج، گره‌گشایی و فرود، در نهایت اختصار تنظیم شده‌اند. زمینۀ خرق عادت در آن قوی است. تصادف و تقدیر به‌خوبی نمایان است و یکی از مضامین اصلی آن، تقدیرباوری است. تقابل‌های دوگانه در قالب شاه و فقیر، بدجنس و نیک‌اندیش، دروغگو و راستگو ترسیم شده‌اند. حوادث در عین فشردگی، همانند بسیاری از افسانه‌ها، استقلال دارند و تشابه بن‌مایه‌ها در این افسانه در قالب وجود سیمرغ، دیو، خوابِ دیو، تبدیل‌شدن به سنگ، ناپدید‌شدن، داروی شگفت‌انگیز و... رخ‌ می‌نماید. این افسانه بر اساس الگوی پراپ هم بررسی‌ و مشخص‌شده که اغلب خویشکاری‌ها را دارد.