بررسی معنایی چند واژه در زبان بلوچی و متون کهن فارسی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار

doi
10.30495/irll.2021.1908537.1374
چکیده

تحقیق در ساختار گویش های ایرانی و دقت در گنجینۀ واژه های آن ها، می تواند بسیاری از گره های معنایی واژه های زبان فارسی، به ویژه واژه هایی را که در متون کهن کاربرد دارند، بگشاید. این مقاله ضمن پرداختن به موقعیت زبان بلوچی در میان زبان ها و گویش های ایرانی، و بیان اشاره گونه ای از ساختار این زبان، به بررسی تطبیقی دوازده واژۀ فارسی- بلوچی که در متون کهن فارسی به کار رفته اند پرداخته است. این بررسی دربارۀ معنی واژه هاست. بیشتر این کلمات در زبان فارسی امروز کاربرد فعال ندارند و در ضمن، بعضی از آن ها دارای شواهد بسیار کمی در متون گذشتۀ فارسی، بویژه آثار مربوط به سبک خراسانی است. واژه هایی که در این مقاله مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند عبارتند از: بژر، قلندر، حرج، تتق، زده، لباسات، صعلوک، خصم، قلّاش، وای، چاک، طامات. این واژه ها در آثار برجستۀ فارسی کهن کاربرد داشته اند اما به دلیل شواهد کمی که از آن ها برجای مانده است و شباهت ظاهری بعضی از آن ها با برخی از واژه های عربی، محققان دربارۀ اصالت و معنی بیشتر آن ها تردید دارند. زبان بلوچی به عنوان یکی زبان های ایرانی که نسبتاً ساختار کهن خود را حفظ کرده و دارای گنجینه ای کهن از واژه های ایرانی است و کمتر مورد هجوم واژه های بیگانه قرار گرفته است، می تواند در این زمینه راهنمای مناسبی باشد.