بررسی مضامین عرفانی در داستان «اصلی و کرم» بر مبنای روایتهای ایران و ترکیه
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز
2 دانشیار گروه زبان وادبیات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
doi
10.30495/irll.2021.1911037.1385چکیده
اسطوره، بیانی پر رمز و راز است که در تمامی ادوار تاریخ بشری در پیوند با انسان به وجود میآید، میبالد، تغییر و تحوّل مییابد و با تنوّع و گونههای مختلف دیده میشود. اسطورهها با دربرگرفتن مضامین فرازمانی و فرامکانی، انواع مختلف و متنوعی دارند که از آن میان میتوان به اسطورههای تولّد، قهرمان، خلقت، عشق و ازدواج، مرگ، حرص و آز، نیکی و همچنین اسطورههای طبیعت اشاره کرد. اسطورۀ قهرمان یکی از مهمترین اسطورههاست که در بین ملل مختلف و در زمانهای مختلف نمود یافته است. داستان سلوک قهرمانانی که غرور خویش را در هم شکسته و با گذر از عشق مجازی، عشق حقیقی را دریافت کردهاند، از مضمون مایههای مشترک آثار ادبی جهان است که در قالب اسطوره روی می نماید. این امر در روایتهای مختلف داستان اصلی و کرم، نمود برجستهای دارد. قهرمانان داستان همچون ققنوس در آتش میسوزند تا با فنای خویش، بقا را تجربه کنند. این مقاله بر مبنای مکتب امریکایی ادبیات تطبیقی که با نگرش فرامرزی، وجوه مشترک برآمده از روح مشترک بشری را در آثار ادبی مورد بررسی قرار می دهد، مضامین عرفانی در داستان اصلی و کرم را بر اساس روایتهای ایران و ترکیه، تبیین می کند تا ضمن مشخص کردن روابط ادبی ایران و ترکیه، نمود عرفان در داستانهای عاشیقلار را روشن سازد. براساس دستاوردهای این تحقیق، عناصر درویش یاریگر، بوتا، عشق، دختر ترسا، پیر خرد، سفر، سختی راه عشق، گذر از عشق مجازی، فنا و دستیابی به حقیقت اصیل، صرف نظر از تفاوتهای جزئی، مضامین مشترک این روایتهاست که بخشی به خاطر کهن الگوهاست و بخشی از تأثیر و تأثّر ناشی میشود.