جلوههای عامیانۀ نوستالژی اجتماعی در شعر لری استان کهگیلویه و بویراحمد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران.
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران.
doi
10.30495/irll.2023.1992633.1578چکیده
شعر لری استان کهگیلویه و بویراحمد از گذشته در قالبهای یاریار، دیبلال، سِرو و شَروه نمود داشته است. موضوع این اشعار، عمدتاً عشق به زادگاه و زن، ستایش طبیعت، نعمتهای خدادادی، شرح حماسه و جنگهای محلی بوده است. یکی از درونمایههایی که در شعری لری این خطه بسامد زیادی داشته، نوستالژی است. به موازات توسعۀ منطقه، تعداد عشایر به حداقّل ممکن رسیده و فضای روستاها دچار تغییرات اساسی شده است و هر روز تمایل به شهرنشینی بیشتر میشود. در این میان، شعر دستمایهای شده است تا انسان امروزی به کمک آن به بیان دلتنگیها و حسرت بازگشت به گذشته و تکرار تجربۀ زیست عشایری، روستایی و یادآوری سنتها و خردهفرهنگها بپردازد. شعر لری امروز استان، عرصۀ تداعی خاطرات شیرین زندگی در جوار کوه، دشت، چشمه و آبشارهاست. این نوع میل به یادآوری گذشته و آرزوی تکرار تجارب دیرین؛ یعنی نوستالژی، به دو گونۀ اجتماعی و فردی تقسیم میشود. در پژوهش حاضر که به صورت میدانی و کتابخانهای انجام شده، عوامل و وجوه مختلف نوستالژی اجتماعی در شعر لری استان بررسی و با ارائۀ نمونههایی از اشعار شاعران استان از جمله: حسن بهرامی، رسول سنایی، شاهرخ موسویان و فریدون داوری تحلیل شده است. یادآوری آواها و رایحهها، آداب، رسوم عامیانه و سنتها، دلتنگی برای شبنشینیها و به دست گرفتن تفنگ، برپا کردن خیمۀ عشایری، شکایت از شهرنشینی و تغییر محیط زندگی روستایی از جملۀ این عواملاند.