نگرشی توصیفی- تحلیلی به خویشکاری زنان در افسانه‌های کُردی بر اساس الگوی ولادیمیر پراپ

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.30495/irll.2023.1993577.1579
چکیده

افسانه‌ها به‌عنوان یکی از اجزای مهم ادب عامه، دربرگیرندۀ فرهنگ و ابعاد آن شامل افکار، اعتقادات، قواعد عرفی و اخلاقی و نوع نگرش و جهان‌بینی جامعه‌اند که با بهره‌گیری از زبان و لحن ساده و قابل فهم به‌صورت مکتوب و شفاهی بخش مهمی از فرهنگ ملت‌ها را به آیندگان منتقل می‌کنند. زنان به‌عنوان بخشی از جامعۀ انسانی، همواره در عرصۀ افسانه‌ها حضوری فعال داشته و رفتارهایی را انجام داده‌اند و یا به آن‌ها نسبت داده شده است که در الگوی پراپ با نام خویشکاری از آن یاد می‌شود و مجموع این خویشکاری‌ها نشان‌دهندۀ سیمای زنان در افسانه‌های یک ملت است. نوشتار حاضر در پی آن است که به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، سیمای زنان و خویشکاری‌های آنان در افسانه‌های کُردی را با نگاه به الگوی ولادیمیر پراپ، بررسی و ریشه‌ها و عوامل نوع نگرش جامعه به زنان را از این منظر واکاوی نماید. بر اساس یافته‌های پژوهش، زنان در افسانه‌های کُردی بر مبنای میزان حضور، به ترتیب در نقش‌های دختر، همسر، مادر، کنیز (کُلفَت)، پیرزن، نامادری (زن بابا)، زن همسایه، مادر شوهر، خاله و غیره ظاهر شده‌اند و در خویشکاری و کارکردهایی چون شریر، قهرمان، شاهزاده خانم، قهرمانِ دروغین، بخشنده، گسیل‌دارنده و یاریگر ایفای نقش می‌کنند. نقش «دختری» بالاترین بسامد را در میان شخصیت‌های افسانه‌های کُردی دارد و در میان خویشکاری‌ها، بیشترین بسامد به «شرارت» تعلق دارد که نشانۀ نوع نگرش منفی جامعه به زنان و رفتارهای آنان است.