افلاطون و خاستگاههای فلسفه زبان

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری فلسفه معاصر دانشگاه تهران

doi
چکیده

فلسفه معاصر(بویژه فلسفه تحلیلی) را در قیاس با فلسفه های وجود محور وشناخت محور، فلسفه ای زبان محور دانسته اند .با این وجود می توان خاستگاههای تاملات فلسفی در باب زبان را در تاریخ فلسفه دنبال کرد. نخستین تاملات فلسفی جدی در باب زبان در محاورات افلاطون وبیش ازهمه در محاوره کراتیلوس به چشم می خورد. وی در این محاوره ، به نقادی دودیدگاه عمده درباب رابطه زبان وحقیقت، یعنی دیدگاه طبیعت گرایی افراطی و قراردادگرایی افراطی با بهره گیری از اتیمولوژی وبویژه با اتکاء به نظریه صور(مثل) خویش می پردازد. افلاطون ، وصول به ماهیت اشیاء و ایده‌ها از طریق بررسی واژه‌ها(دیدگاه کراتیلوس)را نمی پذیرد و این راه وصول را نه راهی زبانی، که فراتر اززبان دانسته و تلقی او فرسنگ ها از این گزاره ویتگنشتاینی دور است که ، مرزهای هستی ما همان مرزهای زبان ماست