حقوق بینالملل مدرن در پرتو یکجانبهگرایی امریکا
نویسندگان
1 نویسنده مسئول: دکترای روابط بین الملل،گروه روابط بین الملل، دانشگاهعلامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.27834743/ASS.2205.1100چکیده
قدرتهای بزرگ با توانمندیهایی مختلف، موقعیت ممتازی برای فعالیت در عرصههای گوناگون بینالمللی دارند. یکی از این موارد نقشی است که در زمینه ایجاد قواعد حقوقی بینالمللی دارند. در دوره مدرن که دوره زمانی بعد از 1945 را در بر میگیرد، قدرتهای بزرگ با همکاری و رقابت خود علاوه بر توسعه حقوق بینالملل سنتی، در بسیاری از موارد به قواعد حقوقی جدیدی نیز شکل دادهاند. علاوه بر همکاری و رقابت، یکجانبهگرایی قدرتهای بزرگ نیز میتواند آثار زیادی بر حقوق بینالملل داشته باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی یکجانبهگرایی امریکا در عرصه روابط بینالملل و تأثیرات آن بر حقوق بینالملل است. بدین لحاظ سؤال این است یکجانبهگرایی آمریکا در عرصه روابط بینالملل چگونه حقوق بینالملل را تحت تأثیر قرار میدهد؟ در فرضیه میتوان گفت با توجه به اینکه امریکا به عنوان هژمون، ظرفیت تأثیرگذاری بالایی بر عرصه روابط بینالملل دارد، در حوزه حقوق بینالمللی نیز عملکرد یکجانبهگرایانه این کشور اگرچه میتواند در مواردی منجر به ایجاد عرف بینالمللی شود، ولی در عمل موجبات ضعف و بحران کارکردی این حوزه را فراهم میکند. نتایج پژوهش نشان میدهد که عملکرد یکجانبه امریکا در مواردی مانند دفاع پیشدستانه، استفاده از پهپادها و استفاده از شکنجه برای گرفتن اقرار از متهمین تروریستی منجر به نادیده گرفتن قواعد عمومی و در نهایت تضعیف حقوق بینالملل میشود. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی یکجانبهگرایی امریکا در عرصه حقوق بینالملل را در سه حوزه ایجاد عرف بینالمللی، پیامدهای فرامرزی حقوق داخلی و تفسیر قواعد حقوق بینالمللی توسط این کشور مورد بررسی قرار داده است.