تحلیل انتقادی حقیقت گزاره های اخلاقی در پرتو تبیین افعال انسان

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه تهران

2 دانش‌آموخته دکترای فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه تهران

doi
چکیده

سرنوشت بسیاری از مباحث اختلافی فلسفه اخلاق به این مسأله گره خورده است که حقیقت گزاره‌های اخلاقی چیست؟ در این‌باره دو نظریه عمده وجود دارد؛ عده‌ای اصول کلی اخلاق را حکایت‌گر از عالم خارج می‌دانند و گروهی منکر این حکایت‌گری‌اند. مناقشه این دو گروه امروزه نیز ادامه دارد. به نظر نگارندگان این مقاله، گره بحث در این مناقشه مبنایی با مباحث انسان‌شناسی باز می‌شود. معتقدان به حکایت‌گری گزاره‌های اخلاقی دو راه بیش ندارند: یا باید نشان دهند که بدون طرح عناصر غیر حکایت‌گر نیز می‌توان مسائل مرتبط با اخلاق را حل‌وفصل کرد یا دست‌کم نشان دهند که عناصر غیر حکایت‌گر در اصول کلی اخلاق جایگاهی ندارد. بنابراین، برای قضاوت درست میان این دو گروه، باید از دو امر بحث کرد: ضرورت وجود ادراک اعتباری و ملاک اعتبار. گروه مقابل، در پرتو تبیین افعال اختیاری انسان اثبات می‌کنند که هر دو راه مسدود است؛ اولاً، بدون اعتقاد به ادراکات اعتباری نمی‌توان افعال انسان را تبیین کرد، ثانیاً، گزاره‌های اخلاقی ـ‌به‌ویژه اصول کلی اخلاق‌ـ از ملاک اعتبار برخوردارند و بنابراین، اعتباری و غیرحکایت‌گرند.