بررسی و تطبیق کهن الگوی سایه با داستان «بشر پرهیزکار» از هفت پیکر نظامی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد چالوس ، دانشگاه آزاد اسلامی، چالوس ، ایران.

doi
چکیده

چکیده سایه یکی ازکهن الگوهای معروف کارل گوستاویونگ، روان شناس و دانشمند معروف سوییسی است؛ وی در نظریّۀ فرایند فردیّت کهن الگوهایی را معرّفی می‌کند که در درون همۀ انسان‌ها مشترک است. او معتقد است انسان با شناختن و درک این کهن الگوها در اعماق وجود خود، به تکامل و خوشبختی می‌رسد. از جملۀ این کهن الگوها، شادوshadow یا سایه است که یونگ آن را به عنوان بُعد تاریک وجود معرّفی می‌کند. سایه در واقع تمام صفات ناپسند و زشتی است که گاه دررفتار انسان ها خواسته یا ناخواسته دیده می‌شود. ما قصد داریم این کهن الگو را در رفتار شخصیّت اصلی داستان گنبد سوم از هفت پیکر نظامی بررسی کنیم و نشان دهیم که بشر که به پرهیزکاری شهرت یافته است چگونه در سفری روحانی با سایۀ خود آشنا می شود و پس از مرگ نمادین سایه، به فرایند فردیّت یا همان تکامل و خوشبختی نمادین دست می‌یابد.