الزامات سیاست خارجی ایران در جهان پساغربی؛ از تنهایی راهبردی تا استقلال استراتژیک
نویسندگان
1 نویسنده مسئول: استادیار، گروه روابط بین الملل، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دکتری روابط بین الملل، دانشگاه تربیت مدرس، تهران ، ایران
doi
10.27834743/ASS.2201.1068چکیده
پژوهش حاضر به دنبال ترسیم الزامات روابط راهبردی جمهوری اسلامی ایران و گزینههای شراکت راهبردی آن با بلوکهای مختلف قدرت در یک نظام بینالملل پساغربی است. در شرایط گذار نظام بینالملل، رویکرد کلان سیاست خارجی و گزینههای شراکت راهبردی ایران چه الزاماتی را باید مدنظر داشته باشد؟ بهدلیل موقعیت منحصربهفرد ژئواستراتژیک در کانون معادلات محیط پیرامونی، ایران بهطور اساسی از روند بازتوزیع قدرت و ثروت در نظام بینالملل متأثر شده است. قدرتهای نوظهوری همچون ایران که زمانی بهدلیل سلطه مادی و گفتمانی یک نظم غربی از معادلات نظام بینالملل به حاشیه رانده شده بودند، اکنون فرصتی بیسابقه به دست آوردهاند تا با همافزایی قدرت با بازیگران تجدیدنظرطلب نظم غالب را به چالش بکشند و خود را در محوریت دستورکارهای سیاست در حال تغییر بینالمللی و منطقهای قرار دهند. باوجوداین، شراکت راهبردی قدرتهای نوظهور در وضعیت گذار نظام بینالملل اغلب محدود به همین وضعیت ناپایدار گذار است و با استقرار نظمی دیگر، بسترهایی که به اتحاد راهبردی آنها شکل میدهد متحول میشود و بسترهای جدید ضرورتاً سازوکارهای همکاری و شراکت دوران گذار در حوزههای امنیتی-راهبردی را بازتولید نمیکند. در چارچوب چنین فهمی، «تنهایی استراتژیک» را نباید لازمه استقلال استراتژیک یا پیششرط آن تلقی کنیم. در شرایط گذار نظام بینالملل که مشخصه اصلی آن بازتوزیع قدرت، ثروت و بازنویسی قواعد بینالمللی است، تنهایی استراتژیک نه یک مزیت نسبی بلکه یک تهدید بالقوه علیه منافع راهبردی ایران است. «تنوعبخشی به رویکردهای ژئوپلیتیکی سیاست خارجی»، «چندجانبهگرایی» از طریق «متوازنسازی روابط با آسیا و اروپا»، «ائتلافسازی بر مبنای مسائل نوظهور» و... از الزامات کلیدی نقشآفرینی فعال و مستقل جمهوری اسلامی ایران در نظام بینالملل پساغربی است.