سنجش داستان بانوی حصاری از هفت پیکرِ نظامی با کهن‌الگوی سفرِ قهرمان

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیّات فارسی واحد شیروان، دانشگاه آزاد اسلامی ، شیراوان ، ایران.

2 گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد شیروان، دانشگاه آزاد اسلامی ، شیروان – ایران.

doi
چکیده

چکیده این پژوهش به سنجش داستان بانوی حصاری از هفت پیکر نظامی با کهن الگوی سفرِ قهرمان و نظریۀ کمپبل می پردازد. کمپبل، اسطوره شناس مشهور آمریکایی، سیر و سفر درونی انسان را در قالب قهرمانان اسطوره ای پی می گیرد و با بررسی قصّه ها و افسانه های جهان نشان می‌دهد که چگونه این کهن الگو در هر زمان و مکان، خود را در قالبی نو تکرار می کند تا انسان را به سفر درونی و شناخت خویشتن رهنمون شود. او سفرِ قهرمانان اساطیری را بر طبقِ الگویی واحد، متشکّل از سه بخشِ عزیمت، تشرّف و بازگشت می داند. در این پژوهش پس از گزارش نکات کلیدی داستان و بیان نظریۀ کمپبل نشان داده ایم که سفرِ شاهزادۀ جوانی که به قصد شکار از دروازۀ شهر می گذشته است نیز، از این الگو تبعیت می کند. او با دل برداشتن از جان، نخست از موانع راه سلوک آگاه می شود. به یاری پیر فرزانه دانش لازم را برای شکستن طلسم ها و یافتن درِ پنهان دژ می اندوزد و سپس به دیدار بانوی حصاری می شتابد. کهن الگوی پیر فرزانه و عناصر یاری‌رسان، زنان وسوسه گر و ... به همراه عناصر نمادین اعداد یک، دو و سه، حلقۀ انگشتری، خمیر، شیر، صدایِ دهل، کوه، گوشواره، غار، مروارید، و ... کهن الگوی قهرمان را تقویت می کنند.