گذار از بلوغ تقابل به الگوی تعامل نئولیبرال؛ تأملی مقایسهای به سیاست خارجی ترامپ و بایدن
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی ، دانشگاه بیرجند ، بیرجند، ایران
2 نویسنده مسئول: دانشیار، گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم انسانی و ادبیات، دانشگاه بیرجند ، بیرجند، ایران
3 مربی، گره علوم سیاسی، دانشگاه یرجند، بیرجند، ایران
doi
10.27834743/ASS.2201.1069چکیده
یکی از موضوعات اصلی در مورد رفتار سیاست خارجی کشورها در عرصه نظام بینالملل نوع جهتگیری سیاست خارجی آنان نسبت به موضوعات و تهدیدات بینالمللی-منطقهای میباشد. در سال ۲۰۱۶ با روی کار آمدن دونالد ترامپ بهنوعی سیاست خارجی آمریکا دچار چرخش پارادایمی در جهتگیری سیاست خارجی شد. سیاست خارجی آمریکا در دوران دونالد ترامپ بهنوعی بر مبنای ظهور نشانگان تقابل با ساختار نظام بینالملل و ساختیابی روایت بازدارندگی شده بود، رهیافتی که اساساً به دنبال امتیازگیری از رقبا در حوزههای مختلف بود؛ اما با انتخابات سال ۲۰۲۰ و روی کار آمدن جو بایدن، نشانگان تعامل و همکاری مشروط با ساختار جهانی در گفتمان سیاست خارجی آمریکا مفصلبندی شد. بر همین اساس، سؤال اصلی پژوهش حاضر آن است که سیاست خارجی آمریکا در فاصله سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۱ دارای چه نشانگانی با نظام بینالملل است؟ سیاست خارجی آمریکا در این سالها دچار نوعی شیفت پارادایمی گشته و نوع تعامل و کنشگری در عرصه روابط بینالملل دارای نشانگان تقابلی و تعاملی با ساختار و سیستم جهانی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که سیاست خارجی آمریکا از دوران ترامپ تا بایدن در الگوهای رفتاری از بلوغ تقابل به مدل رفتاری تعاملی در محور رئالیسم مشروط به همکاری گذار پیدا کرده است. این نوشتار با روشی توصیفی–تحلیلی مطابق چارچوب نظری گام بر خواهد داشت