تکوین مفهوم انسان فرّهمند دیانت زرتشتی به انسان کامل از منظر اسماعیلیه
نویسندگان
1 استادیار گروه ادیان غیرابراهیمی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
2 دانشیار گروه مذاهب اسلامی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
3 استادیار گروه ادیان غیرابراهیمی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران.
4 دانشجوی دکتری ادیان ایرانی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
doi
10.22034/jrr.2024.288828.1878چکیده
در متون دینی زرتشتی، انتقال فرّه ایزدی و پادشاهی از شاهی به شاه دیگر، سلسلهای از انسانهای فرّهمند را پدید آورد که به واسطه همان فرّه، وظیفه سرپرستی خلق و تصرف در امور آنها و برقراری نور در سراسر هستی را عهدهدار شدند. بعد از فتح ایران توسط مسلمانان، فرّه ایزدی بار دیگر با حفظ صورتبندیهای گفتمانی خود، در متون مختلف نمود تازهای پیدا کرد. در مذهب اسماعیلیه بنا به شرایط زمانی و مکانی، سلسلهای از انسانهای کامل تشکیل شدند که آنها نیز وظایفی مشابه با انسانهای فرّهمند، یعنی وظیفه حفظ و نگهداری مردم را از خطر گمراهی بر عهده داشتند. با این نظر و با توجه به وجود عناصر الهیاتی در گفتمان فرّه ایزدی که بر مبنای آن حاکمان با برخورداری از تأیید اهورهمزدا و با داشتن گونهای «ولایت» و خاصیت آیینگی، فیض اهورهمزدا را به مردم انتقال دادند؛ این مسئله را میتوان یکی از مهمترین جنبههای اشتراک نظر در گفتمان فرّه ایزدی و بحث ولایت و انسان کامل در ادبیات جهان اسلام به حساب آورد. به این ترتیب تکوین و سیر تطور مفهومی تدریجی در نظریه ولایت و انسان کامل و پیوند آن میان حکمت خسروانی و عرفان ایرانی تا قرن هفتم هجری در زمینه حاکمیت سیاسی در ایران پدید آمد. این مقاله با روش تطبیقی، در پی بررسی و تحلیل این دو جریان دینی - عرفانی ایرانی و اسلامی است تا پرده از شباهتها و اختلافهای این دو جریان بردارد.