اسطورۀ باروری و اشارات اسطوره‌ای در کلیدر

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بناب، دانشگاه آزاد اسلامی، بناب، ایران.

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی واحد بناب، دانشگاه آزاد اسلامی، بناب، ایران.

doi
چکیده

چکیده الگوی باروری از الگوهای تکرار شونده و اساسی در اسطوره‌های جهان است که روایتگر داستان عشق ایزدبانوی آب (عشق و باروری) به خدای گیاهی و به دنبال آن، مرگ و باززایی خدای گیاهی است. به باور جرج فریزر (George Frazer)، این الگوی مشترک که مظهر رویش هر سالۀ گیاهان در بهار، پژمردگی در خشکسالی تابستان و رستاخیز دوبارۀ آن‌هاست، به صور گوناگون در متون اسطوره‌ای و حماسی تبلور می‌یابد. کلیدر، رمان حماسه و عشق، اثر محمود دولت آبادی، یکی از آثار برتر ادبیّات داستانی است که در زیر ساخت خود، روایت‌گر اسطورۀ باروری است که بر چهار کنش عصیان، مرگ، باروری و باززایی استوار است. شخصیّت‌های نامیرای کلیدر همچون قهرمانان اسطوره‌ای ـ حماسی نظیر اوزیریس، آتیس و سیاوش، خدایان ستم را به مبارزه می‌طلبند ، آگاهانه و بر سرِ آرمان به پیشواز مرگ می‌روند، می‌میرند و بار دیگر به زندگی برمی‌گردند، اندیشه و افکار جامعه را متحوّل می‌سازند وخون خیزش و قیام را در رگ‌های جامعه به جوش می‌آورند و زایش و رویشی دوباره را رقم می‌زنند. علاوه بر این، نویسنده در این اثر اشارات بینامتنی به اسطورۀ قربانی داشته که به شکل کهن الگوی فرزندکشی، برادرکشی و جوان کشی نمود یافته است؛ اساسی‌ترین اسطوره‌ای که قوام بخش اسطورۀ باروری به شمار می‌رود. همچنین به تقابل نیروی خیر و شرّ یا ثنویّت، مهم‌ّترین ویژگی اسطوره‌های ایرانی پرداخته؛ و از مکان اسطوره‌ای چاه که طبعاً دارای پیشینه‌ای کهن است، به سود ادبیّات نوین و متناسب با زمان حال در رمان بهره می‌جوید.