نقش متاورس در شبیهسازی بحران و پشتیبانی از تصمیمگیری در برنامهریزی شهری با تأکید بر ریختشناسی و پایداری محیطی: مطالعه موردی دبی
نویسندگان
1 گروه معماری و شهرسازی ،واحد تبریز،دانشگاه آزاد اسلامی،تبریز،ایران
2 گروه شهرسازی، دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 گروه معماری و شهرسازی ،واحد تبریز،دانشگاه آزاد اسلامی،تبریز،ایران
4 گروه معماری و شهرسازی ،واحد تبریز،دانشگاه آزاد اسلامی،تبریز،ایران
doi
10.48308/sdge.2026.243204.1291چکیده
مقدمه: هدف این پژوهش بررسی کارکرد متاورس در شبیهسازی سناریوهای بحران و ارزیابی نقش آن در بهبود تصمیمگیری شهری، با تمرکز بر پیامدهای آن برای ریختشناسی شهری و پایداری محیطی در شهر دبی است. دبی بهدلیل رشد سریع شهری، اجرای پروژههای بزرگمقیاس و سرمایهگذاری گسترده در فناوریهای نوین، یکی از پیشرفتهترین شهرهای جهان در مسیر هوشمندسازی به شمار میرود و میتواند بهعنوان الگویی مناسب برای بهکارگیری متاورس در مدیریت بحران مطرح شود. این شهر با انواع بحرانها از جمله بحرانهای زیستمحیطی، محدودیت منابع طبیعی و چالشهای حملونقل مواجه است؛ بحرانهایی که اغلب بهصورت ناگهانی رخ میدهند و مستلزم تصمیمگیری سریع، دقیق و مبتنی بر داده هستند. در چنین شرایطی، متاورس بهعنوان یک محیط دیجیتال تعاملی و سهبعدی، این امکان را فراهم میکند که سناریوهای مختلف بحران پیش از وقوع واقعی شبیهسازی شوند و پیامدهای تصمیمات مدیریتی در محیطی امن و کنترلشده مورد ارزیابی قرار گیرند. استفاده از این فناوری میتواند توان پیشبینی، تحلیل و واکنش مدیران شهری را در شرایط بحرانی افزایش دهد و ریسک تصمیمگیری را کاهش دهد. این پژوهش با هدف تحلیل کاربرد متاورس در بهبود تصمیمگیریهای شهری در زمان بحران، فرصتها و چالشهای پیادهسازی آن در دبی را بررسی میکند. مواد و روشها: پژوهش حاضر کمّی و تبیینی–کاربردی است و چارچوب روششناختی آن بر آزمون روابط علّی میان سازههای نظری با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری استوار است. برای عملیاتیسازی متغیرهای ریختشناختی، از سناریونویسی و شبیهسازی مبتنی بر متاورس بهره گرفتهشد. جامعه آماری شامل خبرگان برنامهریزی و طراحی شهری، مدیران و کارشناسان فنی فعال در شهرداری دبی، دفتر دبی هوشمند و نهادهای مرتبط با پروژههای توسعه شهری، دوقلوی دیجیتال و متاورس بود. نمونهگیری بهصورت تصادفی طبقهای متناسب با سهم هر سازمان انجام شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوهن و با سطح معناداری ۰٫۰۵ و توان آماری ۰٫۸۰ محاسبه گردید که حداقل ۲۲۰ نفر بهدست آمد و در نهایت ۲۵۰ پرسشنامه معتبر تحلیل شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای محققساخته شامل ۳۰ گویه در چهار سازه اصلی بود. تحلیل دادهها با نرمافزار SmartPLS نسخه چهار انجام شد و مدل اندازهگیری و سپس مدل ساختاری با استفاده از ضرایب مسیر، R²، Q²، f² و بوتاسترپینگ با ۵۰۰۰ بازنمونه ارزیابی گردید. برای تقویت روایی بیرونی، نتایج با دادههای مکانی و گزارشهای توسعه شهری دبی از جمله پروژه اکسپو ۲۰۲۰ تطبیق دادهشد. نتایج و بحث: نتایج مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که مدل پژوهش از برازش و قدرت تبیینی بالایی برخوردار است؛ بهطوریکه مقدار شاخص برازش کلی GOF برابر ۰٫۶۵ بهدست آمد. نتایج مدل اندازهگیری نشان داد مقادیر AVE بیش از ۰٫۵ و پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ برای همه سازهها بیش از ۰٫۷ است. در مدل ساختاری، مقدار R² پایداری محیطی ۰٫۶۷، ریختشناسی شهری ۰٫۵۹ و پیامدهای اجتماعی–اقتصادی ۰٫۵۴ برآورد شد. ضرایب مسیر نشان داد کاربرد متاورس اثر مستقیم و معناداری بر پایداری محیطی با ضریب ۰٫۴۲ دارد و از طریق تغییرات ریختشناسی شهری با ضریب ۰٫۳۵ این اثر تقویت میشود. پیامدهای اجتماعی–اقتصادی نقش مثبت اما غیرمستقیم ایفا میکنند و پس از اصلاحات کالبدی ظاهر میشوند. نتیجهگیری: این پژوهش به این نتیجه میرسد که متاورس چارچوبی کارآمد و قابل اتکا برای برنامهریزی و طراحی شهری در دبی فراهم میآورد، بهویژه زمانی که در بازپیکربندی ریختشناسی شهری بهکار گرفته شود. یافتهها نشان میدهد که تحقق پایداری محیطی بیش از آنکه صرفاً متکی بر عوامل اجتماعی یا اقتصادی باشد، عمدتاً از طریق دگرگونیهای ریختشناختی قابل اندازهگیری حاصل میشود. متاورس با امکانپذیر ساختن شبیهسازیهای سناریومحور و ارزیابی دادهمحور فرم شهری، ریسکهای برنامهریزی را کاهش داده و از تصمیمگیری آگاهانه پشتیبانی میکند. بر این اساس، ادغام ابزارهای مبتنی بر متاورس در سیاستهای شهری میتواند مسیر راهبردی مؤثری برای توسعه پایدار شهری فراهم سازد. مسیری که در آن ریختشناسی شهری بهعنوان اهرم اصلی بهبود بلندمدت محیطی ایفای نقش میکند.