توزیع فضایی فقر در گسترهی شهر و تحلیل اثرات آن؛ مطالعه موردی: شهر کرمانشاه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
2 استاد گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
3 استادیار گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
doi
10.22131/sepehr.2025.2039850.3092چکیده
یکی از راه های پیشگیری از توسعه فقر و نیز سامان بخشی به وضعیت مکانهای فقیرنشین، شناخت دقیق گسترههای فقر به ویژه در سطح شهرهای بزرگ است. زیرا هر برنامهای برای مقابله با فقر شهری در سطح شهر بدون شناخت دقیق موقعیت مکانی آن امکان پذیر نخواهد بود. عدم شناخت کافی از فقر شهری، بهویژه ابعاد و گستردگی آن در سطح شهر، میتواند مانع از سیاست گذاری صحیح برای کاهش فقر شود. این ناآگاهی ممکن است منجر به هدر رفتن منابع اقتصادی و ناکامی برنامههای کاهش فقر شود. از اینرو پژوهش حاضر به دنبال آن است که به تعیین گسترههای فقر در شهر کرمانشاه بپردازد. در خصوص روش پژوهش می توان اذعان نمود که با توجه به موضوع پژوهش، از نظر هدف نوع آن کاربردی و از نظر نوع داده کمّی است. محدوده پژوهش، 136 محله عرفی شهر کرمانشاه در سال 1403 بوده است. دادههای مربوط به بخش مبانی نظری به صورت اسنادی و کتابخانهای تهیه شده و دادههای خام از سالنامه آماری مرکز آمار ایران مربوط به سال 1400 شهر کرمانشاه و نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1395 استخراج شده اند. بر این مبنا، محلههای شهرکرمانشاه با چهار مؤلفه و 34 شاخص ارزیابی شدند. نتایج لکههای داغ حاکی از آن است که میزان فقر در سطح شهر کرمانشاه به صورت متعادل توزیع نشده و در بعضی مکانها شدت فقر بسیار زیاد و در بعضی مکانها شدت خوشه ای فقر بسیار کم است. علاوه بر این نتایج آزمون خودهمبستگی موران بیانگر آن است که الگوی فضایی فقر در شهر کرمانشاه به صورت خوشهای است.