قدرت «تکیۀ» هجایی در تغییر معانی واژگانی قرآن کریم
نویسندگان
1 دانشیار گروه عربی، دانشکده ادبیات، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران
doi
10.30513/qd.2021.1729.1354چکیده
تحلیل زبانِ گفتاری قرآن کریم، معانی متفاوتی از زبان نوشتاری را نشان میدهد. در این میان، تأثیرگذاری «تکیه» (فشار صوتی هجایی مقابل هجای دیگر)، به عنوان یک عنصر تمایزدهنده معنایی، گاهی نقش مهمی در استنباط مفاهیمِ درست یا نادرست قرآنی ایفا میکند. قدرت تکیه در سطح هجایی درونواژگانی صرفنظر از اینکه در چه مرتبهای از قوت و ضعف قرار دارد، موضوع اصلی این پژوهش است که واژههای قرآنی را مستقل از عناصر دیگر آوایی، چون درنگ و آهنگ به نمایش میگذارد. فرض بر این است که نقش ممیزی تکیه در سطح واژگان قرآنی ـ و نه در سطح جملهـ موارد مختلفی هرچند اندک ولی قابل توجه را نشان میدهد. به همین منظور با توجه به ظرفیت این پژوهش، نمونههای مختلفی از این نقشها انتخاب شد تا کارکرد تطبیقی آن در دگرگونی معانی واژگانی روشن شود که مهمترین آنها عبارتاند از: نقش ممیزی برخی از انواع فعل مانند مؤنث و مذکر، مفرد و مثنی، ثلاثی مضاعف و ثلاثی مزید؛ نقش ممیزی برخی از انواع اسم مانند ثلاثی مزید و ثلاثی مجرد، مفرد و مثنی و جمع؛ نقش ممیزی بین انواع حروف معنا و حروف مبنا مانند ممیزی بین «واو» حرف معنا و «واو» حرف مبنا، ممیزی بین «فاء» حرف معنا و «فاء» حرف مبنا، ممیزی بین «أو» حرف معنا و «أو» حرف مبنا؛ مواردی از ممیزی بین منادی و ضمیر متصل، و موارد مشابهی که به شیوه توصیفی، تطبیقی به تحلیل گذاشته شده است، به گونهای که برای مخاطب، ارزش واجی تکیه به خوبی روشن میشود، هرچند که درصد ارزش واجی تکیه نسبت به ارزش غیر واجی تکیه در زبان عربی به مراتب کمتر است.