عشق و سیمای رهروان حقیقی آن در منظومه‌های غنایی خسرو و شیرین و لیلی و مجنونِ نظامی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی واحد بناب، دانشگاه آزاد اسلامی، بناب – ایران.

2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیّات فارسی واحد بناب، دانشگاه آزاد اسلامی، بناب – ایران

3 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بناب، دانشگاه آزاد اسلامی، بناب، ایران.

doi
چکیده

چکیده جوهر عشق در متن و بطن همۀ ذرات عالم هستی جاری و ساری است و اصولا ًاساس خلقت بر پایۀ عشق نهاده شده و به وادی هستی و عینیّت رسیده است. عشق ودیعه‌ای الهی است که در بدو خلقت در نهاد آدمی نهاده شده است و امانتی است آسمانی که مسؤولیّت حمل آن را انسان رهرو راه عشق پذیرفته و سر تعظیم در برابر عظمت آن فرود آورده است، همچنانکه در کلام وحی نیز مورد تأکید قرار گرفته است. حکیم نظامی گنجوی از شاعران قرن ششم هجری درحیطۀ ادبی آذربایجان، با بیانی نمادین و سمبلیک در قالب داستان‌های بزمی و در عین حال عرفانی، اشارات نغزی به بایسته ها و ظرایف سیر و سلوک عرفانی کرده و در سیمای قهرمانان داستان‌هایی همچون خسرو وشیرین و لیلی و مجنون، عشق مجازی را به سان پلی برای عشق حقیقی و عرفانی بیان داشته است. او فرهاد و لیلی و مجنون را، که در پی عشقی الهی و ماندگار هستند، به عنوان قهرمانان حقیقی میدان عشق معرّفی می‌نماید. این مقاله به بحث و بررسی در این زمینه در دو منظومة عاشقانة نظامی می‌پردازد.