جلوه‌هایی از سوررئالیسم در مثنوی معنوی مولانا

نویسندگان

1 دانش آموخته ارشد گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران.

doi
چکیده

چکیده کاوشگری در متون کلاسیک فارسی با نگاهی بدیع می‌تواند دستاوردهای فراوانی برای نقد ادبی داشته باشد و زمینۀ درک راستین در هر دو حوزه را بهار مغان آورد. سوررئالیسم، یکی از مکتب‌های تأثیرگذار غرب است که سعی داشت از حاکمیّت عقل و منطق بکاهد و به جای آن با روش‌های خود از قبیل: نگارش خودکار، خواب، رویا و ... به هدف خود که رسیدن به نقطۀ علیاست دست یابد. این مکتب با تمام تاثیراتی که در ادبیّات جهان گذاشت در ادبیّات فارسی بی‌سابقه نبوده است. بسیاری از وی‍ژگی‌های آن را می‌توان در مثنوی مولانا مشاهده کرد. در این مقاله با تکیه بر سه دفتر اوّل مثنوی طرحی ارائه شده است که در آن ویژگی‌های سوررئالیستی این اثر شگرف در دو محور داستان‌ها و بیت‌ها قابل ملاحظه است. در عین حال با وجود برخی تشابهات صوری که به چشم می خورد، نمی‌توان آن را یک اثر سوررئالیستی صرف دانست. در این جستار بیش از پیش قدرت شاعری مولانا و ارتباط مکتب ادبی که در قرن بیستم شکل گرفت با شعر این شاعر توانمند نشان داده می‌شود. این دو تجربه هرچند نقاط مشترک بسیاری دارند ولی آبشخور و رویکرد هر یک نیز باهم متفاوت است.