بررسی جامعهشناختی سبک مدیریت پدرسالارانه دیکتاتورمآبانه در تیمهای ملی ورزش ایران: مطالعهای کیفی در پرتو نظریههای قدرت و فرهنگ سازمانی
نویسندگان
1 دانشیار مدیریت ورزشی، دانشکده علوم ورزشی، واحد اصفهان(خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران.
2 دکترای مدیریت ورزشی، دانشگاه آزاد اسلامی
3 دانشجویان دکتری مدیریت ورزش، واحداصفهان(خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران.
doi
10.83086/4s.2026.1211399چکیده
مقدمه : این پژوهش با هدف بررسی جامعهشناختی سبکهای مدیریت پدرسالارانه دیکتاتورمآبانه در تیمهای ملی ورزش ایران و تأثیر آنها بر روابط قدرت و فرهنگ سازمانی انجام شد. این مطالعه بر تحلیل پویاییهای اجتماعی در تیمهای ورزشی متمرکز است و از چارچوبهای نظری پدرسالاری هارتمن، خشونت نمادین بوردیو، و برساختگرایی اجتماعی برای تبیین روابط نابرابر قدرت و نقش فرهنگ سنتی در شکلدهی سبکهای مدیریتی استفاده کرده است. روش : پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش گراندد تئوری کتی چارمز، مبتنی بر برساختگرایی اجتماعی، طراحی شد. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با 15 مربی و ورزشکار (8 مرد و 7 زن) از تیمهای ملی رشتههای فوتبال، والیبال، کشتی، و بسکتبال و مشاهدات غیرمشارکتی جمعآوری شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انجام گرفت. تحلیل دادهها با کدگذاری باز، متمرکز، و انتخابی و با کمک نرمافزار MAXQDA صورت پذیرفت. یافته : یافتههای پژوهش مقوله هستهای «پدرسالاری دیکتاتورمآبانه بهعنوان سازوکار قدرت در فرهنگ تیمی» را شناسایی کرد که از مقولههای محوری حمایت پدرانه، اقتدار و نظم، محدودیتهای اقتدارگرایی، مشارکت و مقاومت، و بازتولید هنجارهای فرهنگی تشکیل شده است. سبکهای پدرسالارانه در کوتاهمدت نظم و آرامش ایجاد میکنند، اما در بلندمدت به دلیل عدم انعطافپذیری، انگیزه و خلاقیت ورزشکاران را کاهش میدهند. بحث و نتیجه گیری : یافتههای این مطالعه با نظریههای هارتمن و بوردیو همخوانی دارد و نشاندهنده نقش فرهنگ سنتی ایران در بازتولید نابرابریهای قدرت است. سبکهای اقتدارگرا با ایجاد کنترل هژمونیک و خشونت نمادین، مقاومت ورزشکاران را در بلندمدت برمیانگیزند.