حضور و خروج آمریکا از افغانستان؛ رویکرد نظریه جنگ اخلاقی
نویسندگان
1 نویسنده مسئول: دانشجوی دکتری مسائل ایران، گروه علوم سیاسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.
2 استادیار، گروه علوم سیاسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.
3 دانشجوی دکتری مسائل ایران ،گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)
doi
10.27834743/ASS.2212.1065چکیده
افغانستان با قرار داشتن در موقعیتی ژئواستراتژیک، نقش مهمی در تحولات آسیا و غرب آسیا دارد. این جایگاه باعث شده تا توجه به رویدادهای داخلی این کشور، برای دیگر بازیگران جهانی و منطقهای نیز از اهمیت بسیار برخوردار باشد. در این راستا، بررسی چگونگی تطابق حضور نظامی آمریکا در افغانستان و نیز خروجش از این کشور که با شاخصهای جنگ اخلاقی، از آن بهعنوان ابزاری برای توجیه اقداماتش استفاده کرده، میتواند نشاندهنده اهداف واقعی آمریکا از حضور در افغانستان باشد. بر این اساس، مقاله ضمن مقایسه شاخصهایی که رویکرد جنگ اخلاقی بهمنظور توجیه استفاده از نیروی نظامی مطرح میکند، با نحوه ورود و خروج آمریکا از افغانستان به این نتیجه میرسد که بین این شاخصها و اهداف اعلام شده از سوی آمریکا همخوانی وجود ندارد؛ بنابراین، مقاله این فرضیه را مطرح میکند که حمله نظامی به افغانستان با پشتوانه ایدئولوژیکِ جنگ اخلاقی، از یکسو در راستای گسترش سیطره و نفوذ آمریکا در منطقه آسیای مرکزی و از سوی دیگر، تأمین منافع اقتصادی این کشور از طریق تحمیل هزینههای نظامی به افغانستان و دیگر کشورهای منطقه بوده و خروج بدون مقدمه نیز فقط در راستای تأمین همین منافع میباشد. در واقع، آمریکا با توجیهی اخلاقی، اهدافی غیراخلاقی را در افغانستان دنبال کرد و هنگامیکه از رسیدن به آنها بازماند، آن توجیهات را کنار گذاشت و با خروج شتابزده، نشان داد که جنبه غیراخلاقی حضورش سنگینتر از جنبه اخلاقی آن بوده است.