رویکرد چینی به تحول هژمونی آمریکا در غرب آسیا
نویسندگان
1 نویسنده مسئول: مدیرگروه سیاست خارجی پژوهشکده تحقیقات راهبری، دکتری روابط بین الملل، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته روابط بین الملل، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
doi
10.27834743/ASS.2202.1076چکیده
هرچند تحلیل سیاست خارجی جمهوری خلق چین در منطقه غرب آسیا و ترسیم دقیق حدودوثغور آن در دوران گذار، تغییر دکترین سیاست خارجی آمریکا و تحول قدرت جهانی، موضوعی بسیار سهل و ممتنع است، اما بااینوجود، الگوهای رفتاری این کشور در قبال روندها، تحولات و مسائل نوپدید و همچنین بازیگران اصلی این منطقه به حدی از انسجام رسیده که میتوان با نگاهی به آن به درک مشخصی از سیاست خارجی چین در غرب آسیا دست یافت. پژوهش حاضر از رهگذر بررسی ادبیات جامعه علمی چین درصدد پاسخ به چرایی این پرسش است که محافل علمی این کشور چه درک و تصویری از تحول موقعیت هژمونیک آمریکا، سطح و ماهیت قدرت آن در منطقۀ غرب آسیا وجود دارند و مطابق با آن، چه راهبردی در دستورکار سیاست خارجی چین قرارگرفته است؟ پژوهش حاضر در پاسخ این پرسش بر اساس روش توصیفی-تحلیلی اشاره میکند که ادراکات سیاست خارجی چین از موقعیت هژمونیک آمریکا در غرب آسیا مبتنی بر انگارۀ انقباض راهبردی و اتخاذ موازنۀ فرامرزی از سوی این کشور است و بر اساس این رویکرد، راهبرد سیاست خارجی چین در منطقۀ غرب آسیا بر «پوشش ریسک راهبردی و کنترل آن در میانۀ رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای»، «ایجاد چارچوب کلیِ پایدار برای رابطه با تمام کشورهای حاضر در منطقۀ مذکور بهمنظور تأمین امنیت انرژی»، «تحکیم تدریجی حدود نظم منطقهای بدیل» و در نهایت «ایفای مسئولیت قدرتی بزرگ و مشارکت مسئولانه در امور منطقه» در حال قوام یافتن است.