مضامین مشترک «حملۀ حیدری» راجی کرمانی و«دیوان» حافظ شیرازی با تکیه بر ساقینامهها
نویسندگان
1 دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، دانشکدة زبان و ادبیّات فارسی، تبریز،ایران.
doi
چکیده
چکیده ساقینامهسرایی، یکی از دلنشینترین نوع شعر غنایی است که در ادبیّات عرب به خمریّهسرایی معروف است. این گونة ادبی از ادبیّات عرب به عرصۀ شعر فارسی وارد شده و در بستر هنرنمایی شاعران ایرانی قرار گرفته است. در ادب فارسی، ابتدا در عیش و سرمستی ناشی از تأثیر بادة انگوری سروده میشد، ولی از قرن ششم هجری به بعد، با بهرهگیری از تجربیّات عرفانی، معنا و مفهومی عرفانی به خود گرفت. این جریان، در ادبیّات فارسی، از رودکی شروع شد و با حافظ، به کمال رسید. از آن پس، بویژه در دورۀ صفوی ساقینامهسرایی و مغنینامهسرایی بر منوال حافظ معمول شد؛ طوریکه علاوه بر توصیف ساقی، مطرب، می و میخانه، تجلّیگاه اهداف سیاسی- اجتماعی و فلسفی شاعران گشت. ملاّ بمانعلی راجی کرمانی، شاعرحماسهسرای مذهبی قرن دوازدهم هجری، در منظومة، حملة حیدری، ساقینامهها و مغنّی نامههای بسیاری دارد که در سرودن آنها به شیوه و سبک شاعرانة حافظ نظر داشته است. ساقینامههای او نیز همچون ساقینامههای حافظ، اغلب متضمّن درونمایههای اجتماعی، مواعظ، نکتههای اخلاقی و حکمی است. هر دو شاعر در ضمن سرودن ساقینامهها، علاوه بر نکوهش زاهدان ریاکار، به اعتنام فرصت و شکایت از روزگار، مدح ممدوح، خواصّ و تأثیر باده و آلات و دستگاههای موسیقی توجّه کردهاند.