شناسایی مؤلفههای مؤثر بر شهرشاد بر مبنای شادی ادراکشده شهروندان (مطالعه موردی: محله مینودر قزوین)
نویسندگان
1 دانشکده معماری و شهرسازی، گروه شهرسازی، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
2 دانشکده معماری و شهرسازی، گروه شهرسازی، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
3 دانشکده معماری و شهرسازی، گروه شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران
4 دانشکده معماری و شهرسازی، گروه شهرسازی، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
doi
10.48308/sdge.2026.240563.1268چکیده
مقدمه: شادی در شهرها بهعنوان یکی از مؤلفههای بنیادین کیفیت زندگی در سیاستگذاری معاصر شهری مطرح است، اما ترجمه آن از سطح گفتمان به سطح اجرا، هنوز با ابهام روبهروست. کاهش سرمایههای اجتماعی و افت شاخصهای رضایت در شهرهای ایران نشان میدهد که صرف اتکا به الگوی «شهر شاد» در سطح برنامهریزی، بدون سنجش ادراک شهروندان، برای ارتقای کیفیت زندگی کافی نیست. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف، شناسایی و سنجش مؤلفههای مؤثر بر تحقق شهر شاد در محله مینودر قزوین انجام شد و ضرورت آن از نبود مدلهای بومی مبتنی بر داده برای سنجش این پیوند ناشی میشود. مواد و روشها: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی–تحلیلی با رویکرد همبستگی و علّی است و با مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) در نرمافزار SmartPLS اجرا شد. جهت تعیین حجم نمونه کلی، ابتدا از فرمول کوکران استفاده شد که طبق آن تعداد نمونه ۳۲۴ نفر تعیین گردید. سپس، جهت ارتقای دقت و پایایی پژوهش، تعداد نمونه به ۳۸۳ نفر افزایش یافت. بدین ترتیب، دادهها بهوسیله پرسشنامه محققساخته 51 گویهای بر پایه 11معیار شهر شاد، مستخرج از مبانی نظری، با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای(Cluster Sampling) بصورت تصادفی گردآوری شد. در این روش ابتدا محله مینودر به خوشههای مختلف براساس بلوکهای آن تقسیم شد و سپس از هر بلوک بهصورت تصادفی نمونههایی برای تکمیل پرسشنامه باتوجه به نسبت جمعیتی هربلوک بر جمعیت محله، انتخاب شدند. این روش بهویژه زمانی که اطلاعات دقیق و کامل از تمام افراد جامعه در دسترس نباشد، مناسب است و امکان جمعآوری دادهها بهطور نماینده از تمام بخشهای جامعه را فراهم نموده است. در ادامه تحلیل مسیر بین متغیرهای پنهان و مشاهدهپذیر در الگوی مفهومی انجام گرفت که پایایی و روایی دادهها، از طریق آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و AVE تأیید شد. نتایج و بحث: یافته ها حاکی از آن است که مؤلفه امنیت نقش کلیدی و محوری در شادی محله ایفا کرده است. این مؤلفه هم بهصورت مستقیم با ضریب 0.618 و هم از مسیرهای غیرمستقیم همچون تعاملات اجتماعی و وضعیت معیشتی با ضریب 0.02، اثر خود را بروز داده است. مولفه آسایش اقلیمی نیز با ضریب مستقیم 0.281 بر نشاط و کیفیت زندگی تأثیر معنادار داشته و نشان میدهد که شرایط محیطی مطلوب، دسترسی به فضای سبز و تراکم مناسب فعالیتها نیز میتواند احساس خوشایندی و رضایت عمومی از زندگی شهری را ارتقاء بخشد. همچنین مؤلفه ایمنی با ضریب 0.149 و مولفه بهداشت با ضریب 0.255- بر شادی محله از دید ساکنان، تاثیرگذار بوده است. این در حالی است که مؤلفههایی چون عدالت فضایی، جذابیت بصری و تعاملات اجتماعی علیرغم اهمیت نظری، در زمینه مورد مطالعه تأثیر مستقیمی نداشتند. نتیجهگیری: نتایج نشان می دهد که درک شهروندان از امنیت در پیوندی تنگاتنگ با شرایط اقتصادی و معیشتی آنها شکل میگیرد و تأمین معیشت میتواند به شکلگیری احساس امنیت و به تبع آن، نشاط شهری منجر شود. چنین الگویی نشان میدهد که در بافت خاص محله مینودر، بیشترین تأکید را بر متغیرهای بنیادین، نظیر معیشت، امنیت و آسایش اقلیمی دارد. به عبارتی مؤلفههایی که مستقیماً به رضایتمندی پایهای مردم گره خوردهاند، پیشنیاز اصلی شکلگیری شهر شاد محسوب میشوند. بر این اساس، دستیابی به شهر شاد در مقیاس محلهای مستلزم اولویتدادن به امنیت، معیشت و آسایش اقلیمی پیش از مداخلات نمادین و سپس تمرکز بر تکمیل زیرساختهای حمایتی و ابعاد اجتماعی–کالبدی خواهد بود.