ارزش و ساختار معرفت در فلسفه فارابی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

doi
چکیده

ارزش و ساختار معرفت، از مباحث جدید در معرفت‌شناسی است. این مبحث همچنین از چالش‌انگیزترین مباحث معرفت‌شناختی بوده، ذهن همة معرفت‌شناسان معاصر را به خود مشغول داشته و آرا و نظرات مختلفی در باب آن عرضه شده‌اند. در ذیل این این، معمولاً به مسائلی همچون نظریة صدق، معیار حقیقت و خطا، نظریة توجیه، و بداهت پرداخته می‌شود. با اینکه این مبحث در معرفت‌شناسی معاصر در کانون توجه قرار گرفته و اهمیت بسیار یافته است، لیکن این بدان معنا نیست که فلاسفة اسلامی متقدم به آن نپرداخته یا متعرض آن نشده‌اند. بر این اساس، فارابی مؤسس فلسفة اسلامی در آثار مختلف خویش، برای نخستین بار در فلسفة اسلامی، به بحث پیرامون موضوعات یا مسائل فوق پرداخته است. در نوشتار حاضر نشان داده خواهد شد که او به عنوان یک متفکر واقع‌گرا، در مبحث نظریة صدق، قائل به مطابقت است و معیار تمییز حقیقت و خطا در شناخت بشری را تبیین نموده است؛ در نظریة توجیه، مبناگرایی در تصدیقات را برگزیده است؛ به مسئلة بدیهیات توجه داشته و ملاک و اقسام آن را دقیقاً برشمرده است. در انتهای نوشتار حاضر، دیدگاه‌های برخی از محققان در خصوص فارابی، ملاحظه، بررسی و احیاناً نقد خواهند شد.