کاربرد برنامه ‏ریزی چند هدف فازی در بهینه ‏سازی تولیدات زراعی در استان فارس: مطالعه موردی منطقه مرودشت

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی مرو دشت

2 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جهرم.

3 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات.

4 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جهرم.

doi
چکیده

این مطالعه با هدف ارایه الگوی بهینه فعالیت برای بهره برداران منطقه مرودشت صورت گرفت. در تعیین الگوی بهینه به طور هم زمان سه هدف کاهش واریانس یا ریسک فعالیت، کاهش مصرف آب و تأمین سطح مشخصی از بازده برنامه ای مورد نظر بود. با توجه به عدم قطعیت در ضرایب مورد استفاده در تابع هدف و محدودیت ها و غیردقیق بودن مقادیر، ضرایب به صورت فازی (دامنه ای) مورد استفاده قرار گرفت. تعقیب اهداف فوق و استفاده از مقادیر فازی در قالب برنامه ریزی چندهدفی فازی میسر شد. الگوی فعلی بهره برداران شامل برنج، گندم، جو، ذرت دانه ای، ذرت علوفه ای، گوجه فرنگی، چغندرقند و کلزا به ترتیب با سطح زیرکشت متوسط 2، 8/2، 2/0، 3/0، 1، 4/0، 2/0 و 2/0 هکتار و بازده ناخالص 44/109 میلیون ریال است. هم چنین واریانس بازده ناخالص و مصرف آب در این الگو به ترتیب برابر با 1013×1387 و 142130 مترمکعب است. در الگوی بهینه فازی محصولات حایز اولویت به ترتیب شامل برنج، گندم، گوجه فرنگی و کلزا با متوسط سطح زیرکشت 3/0، 3/1، 5/1 و 4 هکتار است. بازده ناخالص، واریانس بازده ناخالص و مصرف آب در الگوی بهینه فازی نیز به ترتیب برابر با 99/119 میلیون ریال، 1013×916 و 95784 متر مکعب به دست آمد. هم چنین یافته ها نشان داد افزایش عدم قطعیت در سطح دسترسی به آب مصرفی منجر به کاهش سطح زیرکشت گندم و افزایش سطح زیرکشت دو محصول برنج و کلزا در الگوی فازی می گردد.