بررسی تطبیقی مؤلّفههای رئالیسم جادویی در مان «طوبا و معنای شب» و «باغگذرگاههای هزارپیچ»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
3 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز- ایران.
doi
چکیده
چکیده اساس رئالیسم جادویی بر واقعیّت بنا شده است، امّا نویسندة این گونة ادبی، پدیدههای فرا واقعی را چنان با مهارت، در بافت واقعی داستان میگنجاند که بهآسانی برای خواننده، باورپذیر میشود. در مقالة حاضر به روش تحلیلی و با نگاهی تطبیقی به مطالعه و بررسی عناصر مهمّ رئالیسم جادویی در رمان طوبا و معنای شب نوشتۀ شهرنوش پارسی پور و مجموعه داستانهای کوتاه باغ گذرگاههای هزار پیچ اثرِ بورخس پرداخته شده است. نتایج بررسی نشان میدهد که از بینِ مؤلّفههای مورد مطالعه، اغراق و غٌلٌو و پیوند و دوگانگی بیشترین سهم را به خود اختصاص دادهاند. همچنین، در مقایسة دو نوشته، میتوان گفت که خاموشی و سکوت در طوبا و معنای شب نسبت به باغ گذرگاههای هزار پیچ بیشتر به کار رفته است. در عین حال، کاربست مؤلّفههای دوگانگی و تلفیق و نیز طعنهآمیزی و کنایه در باغ گذرگاهها، پررنگتر از رمانِ پارسیپور است و به نظر میرسد نبودِ جوهرِ طنز و کنایه در برخی قسمتهای رمان مذکور، باورپذیری رویدادها را به مخاطره انداخته است.