پدیدار «نه ـ خود» و مسائل پیرامون آن در فلسفه بودا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدرسی مبانی نظری اسلام دانشگاه تهران. تهران. ایران.
2 استادیاردانشکده اندیشه و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/jrr.2024.356321.2058چکیده
از اصلیترین آموزههای بودا، «اَنآتّا» یا «نه ـ خود» است که میتوان گفت مهمترین پروتستِ وی به نظام فکری هندوست. درواقع از این منظر، هیچ «خودِ» مستقلی وجود ندارد و «خود» از «پنج توده» تشکیل شده است؛ از اینرو ماهیت شخص، مبتنی بر این واقعیت است که آنچه به صورت یک « فرد» ظاهر میشود، ترکیبی همیشه متغیر یا در حال تغییر از پنج اسکانداست. بنابراین از منظر بودا آنچه باید مطالعه شود، خودِ وجود نیست، بلکه نمودها یا پدیدههایی است که آن را دربر گرفتهاند. این شیوه از «خود» را «خودِ فرایندی» نیز نامیدهاند؛ یعنی خودی که از سلسلهای فرایندِ مستمر و متداخل ساخته شده است که تفاوت هستیشناختی در برابر دیگر فرایندها که در تغییر دائمی هستند، ندارد. همچنین در تعریفی دیگر از این نظریه و با توجه به آموزه «راه میانه»، «نه ـ خود» چیزی بین کرانههای هستی و نیستی است که نه «هست مطلق» و نه «نیست» را میتوان بر آن اطلاق کرد. بنابراین میتوان اینطور بیان کرد که بودا نه به سلب حقیقی خود، بلکه به نوعی دیگر از «وجود»، یعنی به وجودِ «نه - خود» قائل بوده است. در این تحقیق کوشیده شده است به روش توصیفی - تحلیلی و با رجوع به سخنان منسوب به خود بودا در سه سبد و نه تحلیلهای مکاتیب بعدیِ بودایی، مفهوم «نه - خود» تبیین و تحلیل گردد.