تحلیل روند شکلگیری و اهمیت یافتن مسئله «منشأ تصورات و مفاهیم» در دوره جدید فلسفه غرب
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه شهیدمدنی اذربایجان
doi
چکیده
مسئله منشأ تصورات و مفاهیم یکی از مهمترین و اصلیترین مسائل مطرح در دوره جدید فلسفه غرب به شمار میرود. من در مقاله پیش رو تلاش کردهام تحلیلی از روند شکلگیری و اهمیت یافتن این مسئله در این دوره ارائه کنم. در این تحلیل نشان دادهام: گام اول در شکلگیری این مسئله طرح ایده تصورات فطری از سوی عقلگرایان دوره جدید بوده است که بیشتر به اقتضاء برخی از مبانی و دیدگاههای مابعدالطبیعی ایشان و نه لزوماً در پاسخ به پرسش صریح و مستقلی به نام منشأ تصورات و مفاهیم، صورت پذیرفته است. در این مرحله، هرچند پرسش از منشأ تصورات و مفاهیم بهنوعی مطرحشده است، اما هنوز بهعنوان یک مسئله جدی و مستقل ظهور و بروز نیافته است. در گام دوم، جان لاک باهدف رد و انکار ایده تصورات فطری اولین بار بهطور صریح و مستقیم پرسش از منشأ تصورات و مفاهیم را مطرح میکند و بهطورجدی و مفصّل به بحث درباره آن میپردازد. دفاع دوباره لایبنیتس از ایده تصورات فطری در مقابل حملات لاک، برای اولین بار موجب شکلگیری صریح دوگانه عقلگرایی (فطری گرایی) و تجربهگرایی میشود و بدین ترتیب این بحث اهمیت ویژهای مییابد. در گام سوم و نهایی، هیوم خواسته یا ناخواسته با گره زدن سرنوشت مسائل بسیار مهمی همچون امکان علم و امکان مابعدالطبیعه به تبیین منشأ تصورات و مفاهیم، موجب میشود این مسئله ارزش و اهمیت فوقالعادهای پیدا کند؛ ارزش و اهمیتی که پیشازآن هرگز نداشته است.