کاربست رهیافت اقتصاد سیاسی زمین در برنامهریزی شهری
نویسندگان
1 گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 گروه مدیریت شهری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.48308/sdge.2026.241743.1275چکیده
مقدمه: شهرها تحت تأثیر کنشهای نیروهای اقتصادی و سیاسی رشد و توسعه مییابند و دگرگونیها در فضاهای شهری بیش از آنکه یک فرایند طبیعی باشد، یک پدیده اقتصادی سیاسی است. برنامهریزی شهری به عنوان رشتهای که با توسعه شهر سروکار دارد، تنها به جنبه کالبدی و فنی محدود نمیشود بلکه در بستر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شکل میگیرد. یکی از نقدهای مطرح به برنامهریزی، تمرکز بر مباحث فنی و کمتوجهی به تأثیر قدرتها و بازیگران اقتصادی و سیاسی کلیدی در برنامههای شهری است. باوجود اهمیت دیدگاه اقتصاد سیاسی در جهت درک و تحلیل مسائل شهری از منظر قدرت در برنامهریزی، این دیدگاه هنوز در مطالعات برنامهریزی بهروشنی تبیین نشده است. یکی از دلایل این امر را میتوان پیچیدگی بهکارگیری این دیدگاه دانست، زیرا اقتصاد سیاسی دانشی میانرشتهای بوده و با حوزههای مختلف دانشی از جمله رشتههای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و مدیریتی درگیر است. ازاینرو در مطالعه حاضر تلاش میشود رهیافت اقتصاد سیاسی زمین که هم به مباحث قدرت و اقتصاد سیاسی در برنامهریزی میپردازد و هم پیچیدگیهای دیدگاه اقتصاد سیاسی فضا را ندارد، مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. بدین منظور با تحلیل پژوهشهای انجام شده در این حوزه تلاش میشود چهارچوب مفهومی برای تبیین رهیافت اقتصاد سیاسی زمین با تأکید بر برنامهریزی شهری ارائه گردد.مواد و روشها: ازآنجاییکه مطالعه حاضر به دنبال تبیین رهیافت اقتصاد سیاسی زمین و تشریح ابعاد و مؤلفههای آن است؛ لذا از نوع توصیفی - تحلیلی است و به لحاظ هدف کاربردی و با توجه به نوع دادهها، کیفی بوده و دادهها با روش اسنادی و کتابخانهای گردآوری شده است. برای شناسایی و استخراج منابع پژوهش از دستورالعمل پریزما استفاده شد که در نهایت 42 مطالعه برای انجام تحلیل انتخاب شد که 17 مطالعه داخلی و 25 مطالعه خارجی را شامل میشود. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون و از طریق نرمافزار مکس کیو دا کدگذاری و مضمونهای مربوط به رهیافت اقتصاد سیاسی زمین شناسایی شده است.نتایج و بحث: در سطح نظری رهیافت اقتصاد سیاسی زمین که در دسته نظریات انتقادی برنامهریزی شهری محسوب میشود، به دنبال تبیین تحولات زمین است که در نتیجه کنش قدرتها و بازیگران اقتصادی، اجتماعی و سیاسی برای انباشت سرمایه در زمین رخ میدهد. مبتنی بر این رهیافت، زمین شهری بستری برای انباشت سرمایه و کسب سود است. این امر موجب کالاییسازی زمین شده که از جمله پیامدهای آن میتوان به نابرابری و تضاد طبقاتی، رشد و تراکم بیرویه شهری، سوداگری و رانت زمین و تخریب میراث فرهنگی و طبیعی شهری اشاره کرد. در سطح تحلیلی و بر اساس تحلیل مضمون مطالعات، این رهیافت از دو بعد اصلی تشکیل شده است، یک؛ بعد اقتصاد سیاسی و دو؛ بعد زمینشهری. مؤلفههای بعد اقتصاد سیاسی عبارتاند از: انگیزه و منافع بازیگران، روابط میان بازیگران و شیوه عمل بازیگران و مؤلفههای بعد زمین نیز شامل: مالکیت زمین، بهرهبرداری زمین و مدیریت و سیاستگذاری زمین.نتیجهگیری: در مطالعه حاضر تلاش شد تا با مرور مطالعات انجام شده تصویری دقیقتر از تحولات در زمین شهر در قالب رهیافت اقتصاد سیاسی زمین ارائه شود تا از یکسو توجه صرف برنامهریزی از یک امر فنی و تخصصی به مباحث قدرت و تأثیر بازیگران و نیروهای اقتصادی سیاسی در موضوعات شهری بیشتر جلب شود و از سوی دیگر پیچیدگی دیدگاه اقتصاد سیاسی فضا را کاهش دهد. بدین منظور با تحلیل مطالعات انجام شده در این حوزه چهارچوب مفهومی برای تبیین رهیافت اقتصاد سیاسی زمین در برنامهریزی شهری ارائه شد. بر اساس نتایج پژوهش، رهیافت اقتصاد سیاسی زمین تمرکز بر شناسایی بازیگران کلیدی و ارتباطشان باهم (همکاری یا رقابت) دارد که با استفاده از قدرت و شیوه عمل خود، منافع و انگیزههای خود را با تأثیرگذاری در مؤلفههای زمین یعنی مالکیت، بهرهبرداری و مدیریت و سیاستگذاری زمین، دنبال میکنند که موجب کالاییسازی زمین شده است.